felled

[ایالات متحده]/fɛld/
[بریتانیا]/fɛld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته فعل fell؛ بریدن یا سرنگون کردن؛ آمدن یا تبدیل شدن

عبارات و ترکیب‌ها

felled tree

درخت افتاده

felled timber

چوب افتاده

felled giant

غول افتاده

felled enemy

دشمن افتاده

felled prey

طعمه افتاده

felled opponent

حریف افتاده

felled hero

قهرمان افتاده

felled stalk

ساقه افتاده

felled soldier

سرباز افتاده

felled branch

شاخه افتاده

جملات نمونه

the storm felled several trees in the park.

طوفان باعث افتادن چندین درخت در پارک شد.

he felled the old oak tree in his backyard.

او درخت بلوط قدیمی را در حیاط پشتی‌اش قطع کرد.

the lumberjack felled the timber with great skill.

چوب‌بَر با مهارت فراوان چوب را قطع کرد.

they felled the giant redwood to make space for a road.

آنها درخت سرخ‌چوب غول‌پیکر را برای ایجاد فضای جاده قطع کردند.

the wind felled the power lines, causing a blackout.

باد باعث افتادن خطوط برق شد و باعث قطع برق گردید.

she felled her opponent in the final round of the match.

او حریف خود را در دور نهایی مسابقه شکست داد.

after years of growth, the tree was finally felled.

پس از سال‌ها رشد، درخت سرانجام قطع شد.

the project was delayed because they had to wait for the trees to be felled.

به دلیل اینکه باید منتظر قطع درختان بودند، پروژه به تعویق افتاد.

he felled a few branches to clear the path.

او چند شاخه را برای باز کردن مسیر قطع کرد.

during the competition, he felled the highest score.

در طول مسابقه، او بالاترین امتیاز را کسب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید