female-dominated industry
صنعت حاکم فرمايي زنان
becoming female-dominated
در حال شدن حاکم فرمايي زنان
female-dominated field
مجال حاکم فرمايي زنان
was female-dominated
بود حاکم فرمايي زنان
female-dominated space
فضای حاکم فرمايي زنان
highly female-dominated
به شدت حاکم فرمايي زنان
female-dominated market
بازار حاکم فرمايي زنان
a female-dominated role
يك نقش حاکم فرمايي زنان
now female-dominated
اكنون حاکم فرمايي زنان
female-dominated culture
فرهنگ حاکم فرمايي زنان
the company operates in a female-dominated industry, focusing on beauty products.
این شرکت در صنعتی که توسط زنان حاکم است فعالیت میکند و روی محصولات زیبایی تمرکز دارد.
the classroom was surprisingly female-dominated, with only a few male students present.
این کلاس درس به طور غیرمنتظرهای توسط زنان حاکم بود و تنها چند دانشآموز پسر حضور داشتند.
the research team found a female-dominated culture within the organization.
تیم تحقیق یک فرهنگ حاکم بودن زنان در داخل سازمان پیدا کرد.
the panel discussion featured a predominantly female-dominated lineup of speakers.
بحث گروهی با یک نمایشگر اصلی از سخنرانان که توسط زنان حاکم بود، ارائه شد.
the university department became increasingly female-dominated over the past decade.
بخش دانشگاه در طول ده سال گذشته به طور چشمگیری توسط زنان حاکم شده است.
the marketing campaign targeted a female-dominated demographic with tailored messaging.
این کمپین بازاریابی با پیامهای متناسب به یک جمعیت حاکم بودن زنان هدف قرار گرفت.
the political landscape in the region is currently female-dominated.
کنون منطقهای که فضای سیاسی توسط زنان حاکم است.
the film industry is often perceived as female-dominated, particularly in certain roles.
صنعت فیلم اغلب به عنوان یک صنعت حاکم بودن زنان در نظر گرفته میشود، به ویژه در برخی از نقشها.
the social club had a long history of being a female-dominated space.
این کلوب اجتماعی سابقه طولانیای از بودن یک فضای حاکم بودن زنان دارد.
the conference showcased successful women in a traditionally male-dominated field.
کنفرانس زنان موفق را در یک زمینه سنتی حاکم بودن مردان نمایش داد.
the support group provided a safe and female-dominated environment for sharing experiences.
این گروه حمایتی محیطی امن و حاکم بودن زنان برای به اشتراک گذاشتن تجربیات فراهم کرد.
female-dominated industry
صنعت حاکم فرمايي زنان
becoming female-dominated
در حال شدن حاکم فرمايي زنان
female-dominated field
مجال حاکم فرمايي زنان
was female-dominated
بود حاکم فرمايي زنان
female-dominated space
فضای حاکم فرمايي زنان
highly female-dominated
به شدت حاکم فرمايي زنان
female-dominated market
بازار حاکم فرمايي زنان
a female-dominated role
يك نقش حاکم فرمايي زنان
now female-dominated
اكنون حاکم فرمايي زنان
female-dominated culture
فرهنگ حاکم فرمايي زنان
the company operates in a female-dominated industry, focusing on beauty products.
این شرکت در صنعتی که توسط زنان حاکم است فعالیت میکند و روی محصولات زیبایی تمرکز دارد.
the classroom was surprisingly female-dominated, with only a few male students present.
این کلاس درس به طور غیرمنتظرهای توسط زنان حاکم بود و تنها چند دانشآموز پسر حضور داشتند.
the research team found a female-dominated culture within the organization.
تیم تحقیق یک فرهنگ حاکم بودن زنان در داخل سازمان پیدا کرد.
the panel discussion featured a predominantly female-dominated lineup of speakers.
بحث گروهی با یک نمایشگر اصلی از سخنرانان که توسط زنان حاکم بود، ارائه شد.
the university department became increasingly female-dominated over the past decade.
بخش دانشگاه در طول ده سال گذشته به طور چشمگیری توسط زنان حاکم شده است.
the marketing campaign targeted a female-dominated demographic with tailored messaging.
این کمپین بازاریابی با پیامهای متناسب به یک جمعیت حاکم بودن زنان هدف قرار گرفت.
the political landscape in the region is currently female-dominated.
کنون منطقهای که فضای سیاسی توسط زنان حاکم است.
the film industry is often perceived as female-dominated, particularly in certain roles.
صنعت فیلم اغلب به عنوان یک صنعت حاکم بودن زنان در نظر گرفته میشود، به ویژه در برخی از نقشها.
the social club had a long history of being a female-dominated space.
این کلوب اجتماعی سابقه طولانیای از بودن یک فضای حاکم بودن زنان دارد.
the conference showcased successful women in a traditionally male-dominated field.
کنفرانس زنان موفق را در یک زمینه سنتی حاکم بودن مردان نمایش داد.
the support group provided a safe and female-dominated environment for sharing experiences.
این گروه حمایتی محیطی امن و حاکم بودن زنان برای به اشتراک گذاشتن تجربیات فراهم کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید