male-dominated industry
صنعت مردسالار
was male-dominated
مردسالار بود
male-dominated culture
فرهنگ مردسالار
highly male-dominated
به شدت مردسالار
male-dominated field
حوزه مردسالار
becoming less male-dominated
در حال تبدیل شدن به کمتر مردسالار
male-dominated spaces
فضاهای مردسالار
male-dominated world
جهان مردسالار
historically male-dominated
به لحاظ تاریخی مردسالار
male-dominated roles
نقشهای مردسالار
the tech industry has historically been a male-dominated field.
صنعت فناوری به طور تاریخی صحنه ای مردانه محور بوده است.
we need to challenge male-dominated power structures in the workplace.
ما باید ساختارهای قدرت مردانه محور را در محیط کار به چالش بکشیم.
the board of directors was overwhelmingly male-dominated.
هیئت مدیره به طور چشمگیری مردانه محور بود.
she is working to break down male-dominated stereotypes in stem.
او در تلاش است تا کلیشه های مردانه محور را در حوزه STEM از بین ببرد.
the political landscape remains largely male-dominated.
فضای سیاسی همچنان به طور گسترده مردانه محور است.
it's important to create more inclusive environments in male-dominated spaces.
ایجاد محیط های فراگیرتر در فضاهای مردانه محور مهم است.
the company aims to diversify its workforce and reduce the male-dominated ratio.
این شرکت قصد دارد نیروی کار خود را متنوع کرده و نسبت مردانه محور را کاهش دهد.
the film industry is often criticized for being male-dominated.
صنعت فیلم اغلب به دلیل مردانه محور بودن مورد انتقاد قرار می گیرد.
she navigated a male-dominated environment to become a successful ceo.
او با موفقیت به مقام مدیرعامل رسید در حالی که در یک محیط مردانه محور حرکت می کرد.
the research highlighted the persistent nature of male-dominated leadership roles.
تحقیقات بر ماهیت پایدار نقش های رهبری مردانه محور تاکید کرد.
we are committed to dismantling male-dominated norms within our organization.
ما متعهد به از بین بردن هنجارهای مردانه محور در سازمان خود هستیم.
male-dominated industry
صنعت مردسالار
was male-dominated
مردسالار بود
male-dominated culture
فرهنگ مردسالار
highly male-dominated
به شدت مردسالار
male-dominated field
حوزه مردسالار
becoming less male-dominated
در حال تبدیل شدن به کمتر مردسالار
male-dominated spaces
فضاهای مردسالار
male-dominated world
جهان مردسالار
historically male-dominated
به لحاظ تاریخی مردسالار
male-dominated roles
نقشهای مردسالار
the tech industry has historically been a male-dominated field.
صنعت فناوری به طور تاریخی صحنه ای مردانه محور بوده است.
we need to challenge male-dominated power structures in the workplace.
ما باید ساختارهای قدرت مردانه محور را در محیط کار به چالش بکشیم.
the board of directors was overwhelmingly male-dominated.
هیئت مدیره به طور چشمگیری مردانه محور بود.
she is working to break down male-dominated stereotypes in stem.
او در تلاش است تا کلیشه های مردانه محور را در حوزه STEM از بین ببرد.
the political landscape remains largely male-dominated.
فضای سیاسی همچنان به طور گسترده مردانه محور است.
it's important to create more inclusive environments in male-dominated spaces.
ایجاد محیط های فراگیرتر در فضاهای مردانه محور مهم است.
the company aims to diversify its workforce and reduce the male-dominated ratio.
این شرکت قصد دارد نیروی کار خود را متنوع کرده و نسبت مردانه محور را کاهش دهد.
the film industry is often criticized for being male-dominated.
صنعت فیلم اغلب به دلیل مردانه محور بودن مورد انتقاد قرار می گیرد.
she navigated a male-dominated environment to become a successful ceo.
او با موفقیت به مقام مدیرعامل رسید در حالی که در یک محیط مردانه محور حرکت می کرد.
the research highlighted the persistent nature of male-dominated leadership roles.
تحقیقات بر ماهیت پایدار نقش های رهبری مردانه محور تاکید کرد.
we are committed to dismantling male-dominated norms within our organization.
ما متعهد به از بین بردن هنجارهای مردانه محور در سازمان خود هستیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید