females

[ایالات متحده]/ˈfiːmeɪlz/
[بریتانیا]/ˈfiːmeɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حیوانات ماده (جمع ماده)؛ زنان

عبارات و ترکیب‌ها

young females

زنان جوان

adult females

زنان بالغ

female leaders

رهبران زن

female athletes

ورزشکاران زن

female students

دانشجویان زن

female workers

کارگران زن

female friends

دوست دختران

female customers

مشتریان زن

female volunteers

داوطلبان زن

female role models

الگوهای زن

جملات نمونه

females are generally more nurturing than males.

به طور کلی، زنان نسبت به مردان مهربان‌تر و دلسوزتر هستند.

in many species, females are the primary caregivers.

در بسیاری از گونه‌ها، زنان مراقبان اصلی هستند.

females often have different social roles in animal groups.

اغلب زنان نقش‌های اجتماعی متفاوتی در گروه‌های حیوانات دارند.

females tend to mature faster than males.

زنان معمولاً سریع‌تر از مردان به بلوغ می‌رسند.

many studies focus on the behavior of females in the wild.

بسیاری از مطالعات بر رفتار زنان در طبیعت تمرکز دارند.

females play a crucial role in population dynamics.

زنان نقش مهمی در پویایی جمعیت ایفا می‌کنند.

in some cultures, females are revered as symbols of strength.

در برخی فرهنگ‌ها، زنان به عنوان نمادهای قدرت مورد احترام قرار می‌گیرند.

females often exhibit more complex communication skills.

زنان اغلب مهارت‌های ارتباطی پیچیده‌تری نشان می‌دهند.

females are often the decision-makers in social groups.

اغلب زنان تصمیم‌گیرنده در گروه‌های اجتماعی هستند.

research shows that females can be more aggressive than males.

تحقیقات نشان می‌دهد که زنان می‌توانند نسبت به مردان تهاجمی‌تر باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید