ladies

[ایالات متحده]/ˈleɪdiz/
[بریتانیا]/ˈleɪdiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستشویی عمومی زنان; حمام زنان; توالت زنان

عبارات و ترکیب‌ها

ladies first

خانه‌ها اول

ladies night

شب خانم‌ها

ladies only

فقط خانم‌ها

ladies choice

انتخاب خانم‌ها

ladies club

باشگاه خانم‌ها

ladies shoes

کفش‌های زنانه

ladies handbag

کیف زنانه

ladies apparel

پوشاک زنانه

ladies restroom

دستشویی زنانه

ladies day

روز زن

جملات نمونه

the ladies' room is down the hall.

دستشویی بانوان در انتهای راهرو قرار دارد.

many ladies attended the conference.

بانوی زیادی در کنفرانس شرکت کردند.

she is one of the most talented ladies in the industry.

او یکی از با استعدادترین خانم‌ها در این صنعت است.

the ladies' choice was unanimous.

انتخاب خانم‌ها یکسان بود.

these ladies are known for their charity work.

این خانم‌ها به خاطر فعالیت‌های خیریه خود مشهور هستند.

we should respect the opinions of ladies.

ما باید به نظرات خانم‌ها احترام بگذاریم.

many ladies enjoy shopping on weekends.

بانوی زیادی از خریدن در آخر هفته لذت می برند.

the event was organized by a group of local ladies.

این رویداد توسط گروهی از خانم‌های محلی سازماندهی شد.

these ladies are role models for young girls.

این خانم‌ها الگوی رفتاری دختران جوان هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید