girls

[ایالات متحده]/[ɡɜːlz]/
[بریتانیا]/[ɡɜːrlz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جوانان زن؛ گروهی از جوانان زن؛ زن‌های جوان

عبارات و ترکیب‌ها

girls night

شب دخترانه

little girls

دخترهای کوچک

girls' school

مدرسه دخترانه

girl's best

بهترین دختر

girls' team

تیم دختران

girls' weekend

آخر هفته دخترانه

growing girls

دختران در حال رشد

girls' generation

نسل دختران

girls' club

باشگاه دختران

girls' games

بازی‌های دخترانه

جملات نمونه

the girls are playing hopscotch in the park.

دختران در پارک در حال بازی با پنج‌توی هستند.

many girls enjoy playing with dolls.

بسیاری از دختران از بازی با عروسک‌ها لذت می‌برند.

the girls laughed and chatted excitedly.

دختران با خوشحالی خندیدند و با یکدیگر صحبت کردند.

she encouraged the girls to pursue their dreams.

او دختران را تشویق کرد تا به دنبال رویاهایشان بروند.

the girls were practicing their dance routine.

دختران در حال تمرین روتین رقص خود بودند.

we invited several girls to join our club.

ما چندین دختر را دعوت کردیم تا به باشگاه ما بپیوندند.

the girls showed great interest in the science project.

دختران علاقه زیادی به پروژه علمی نشان دادند.

the girls worked together to clean the beach.

دختران با هم برای تمیز کردن ساحل همکاری کردند.

the girls are preparing for the school play.

دختران برای نمایشنامه مدرسه آماده می‌شوند.

the girls presented their research findings confidently.

دختران نتایج تحقیقات خود را با اطمینان ارائه کردند.

the girls volunteered at the local animal shelter.

دختران به سرپرستی حیوانات محلی داوطلب شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید