fence-sitters

[ایالات متحده]/[fɛns ˈsɪtəz]/
[بریتانیا]/[fɛns ˈsɪtərz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که در یک اختلاف یا بحث به طرف خاصی وفادار نیستند؛ افرادی که ناگونه یا خنثی هستند؛ کسانی که در کنار خط مانده‌اند و تمایلی به اتخاذ موقعیت ندارند.

عبارات و ترکیب‌ها

fence-sitters beware

افراد ناپایدار را مراقبت کنید

avoid fence-sitters

از افراد ناپایدار پرهیز کنید

identifying fence-sitters

شناسایی افراد ناپایدار

managing fence-sitters

مدیریت افراد ناپایدار

appealing to fence-sitters

جذب افراد ناپایدار

target fence-sitters

هدف قرار دادن افراد ناپایدار

influence fence-sitters

تأثیرگذاری بر افراد ناپایدار

win over fence-sitters

بردهاگیری افراد ناپایدار

addressing fence-sitters

در نظر گرفتن افراد ناپایدار

reach fence-sitters

دست یافتن به افراد ناپایدار

جملات نمونه

the election results showed a large number of fence-sitters who didn't vote.

نتایج انتخابات نشان داد که تعداد زیادی از افراد متردّد وجود داشتند که رأی ندادند.

we need to persuade the fence-sitters to join our team and offer their support.

ما باید افراد متردّد را متقاعد کنیم تا به تیم ما بپیوندند و حمایت خود را ارائه دهند.

the company's success depends on converting fence-sitters into loyal customers.

موفقیت شرکت به تبدیل افراد متردّد به مشتریان وفادار بستگی دارد.

he was a classic fence-sitter, never taking a clear position on the issue.

او یک فرد متردّد کلاسیک بود که هرگز در مورد این مسئله موقعیت واضحی نگرفت.

the debate aimed to sway the fence-sitters and influence their final decision.

این بحث به منظور تغییر نظر افراد متردّد و تأثیرگذاری بر تصمیم نهایی آنها بود.

don't be a fence-sitter; choose a side and stand up for what you believe in.

در یک فرد متردّد باشید؛ یک طرف را انتخاب کنید و به آنچه باور دارید ایستادگی کنید.

the marketing campaign targeted fence-sitters with a compelling offer.

کمپین بازاریابی به افراد متردّد با یک پیشنهاد جذاب هدف گذاری شد.

many voters are fence-sitters, waiting to see how the campaign unfolds.

بیشتر افراد رأی دهندگان متردّد هستند که منتظرند تا ببینند کمپین چگونه پیش می‌رود.

the project manager tried to engage the fence-sitters in the brainstorming session.

مدیر پروژه سعی کرد تا افراد متردّد را در جلسه تولید ایده‌ها مشارکت دهد.

we need to understand the concerns of the fence-sitters to address them effectively.

ما باید نگرانی‌های افراد متردّد را درک کنیم تا به طور مؤثر به آنها پاسخ دهیم.

the politician appealed to the fence-sitters with a message of unity and hope.

سیاستمدار با پیام وحدت و امید به افراد متردّد سخن گفته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید