fendered

[ایالات متحده]/[ˈfendəd]/
[بریتانیا]/[ˈfendərd]/

ترجمه

adj. دارای فنر یا فنرها.
vbl. (فنر) تجهز به فنر یا فنرها.

عبارات و ترکیب‌ها

fendered car

ماشین با فنر

fendered out

خارج شدن از فنر

fendered heavily

فشار زیاد روی فنر

fendered side

طرف فنر

fendered bumper

بامپر فنردار

getting fendered

در حال فشار شدن روی فنر

fendered repeatedly

فشار زیاد و مکرر روی فنر

fendered slightly

فشار خفیف روی فنر

fendered against

در برابر فنر

fendered up

فشار زیاد روی فنر

جملات نمونه

the fendered pickup truck rumbled down the dusty road.

ترانک فنر دار خودرو با فنر دار در جاده گرد و غبار حرکت کرد.

he carefully installed a new fendered bumper on his car.

او با دقت یک فنر دار جدید را روی ماشین خود نصب کرد.

the boat had a sturdy fendered hull to prevent damage.

این قایق دارای بدنه ای فنر دار و محکم بود تا از آسیب جلوگیری شود.

the fendered motorcycle looked sleek and modern.

موتور سیکلت فنر دار به نظر مدرن و لطیفی می‌رسید.

after the accident, the fendered car needed repairs.

پس از حادثه، خودروی فنر دار نیاز به تعمیرات داشت.

the classic car featured a chrome fendered design.

این ماشین کلاسیک دارای طراحی فنر داری از جنس کروم بود.

they replaced the damaged fendered panel with a new one.

آن‌ها پنل فنر دار آسیب دیده را با یکی جدید جایگزین کردند.

the fendered bicycle was perfect for city riding.

دوچرخه فنر دار برای رانندگی در شهر کاملاً مناسب بود.

the fendered trailer protected the cargo during transit.

تریلر فنر دار بار را در حین حمل حفظ می‌کرد.

he admired the vintage fendered fender on the antique car.

او فنر فنر دار گذشته‌زمانی روی ماشین باستانی را دوست داشت.

the fendered mud flaps kept the road spray off the vehicle.

پرده‌های فنر دار گل‌خاکی از پاشیدن آسفالت روی خودرو جلوگیری می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید