accident

[ایالات متحده]/ˈæksɪdənt/
[بریتانیا]/ˈæksɪdənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رویداد غیرمنتظره، حادثه، سرنوشت، قضا و قدر
Word Forms
جمعaccidents

عبارات و ترکیب‌ها

car accident

تصادف خودرو

traffic accident

تصادف رانندگی

fatal accident

تصادف منجر به فوت

workplace accident

تصادف در محل کار

minor accident

تصادف جزئی

by accident

به طور تصادفی

accident insurance

بیمه تصادفات

accident prevention

جلوگیری از تصادفات

fire accident

تصادف آتش‌سوزی

accident rate

نرخ تصادفات

road accident

تصادف جاده‌ای

nuclear accident

تصادف هسته‌ای

industrial accident

تصادف صنعتی

have an accident

تصادف کردن

cerebrovascular accident

سکته مغزی

personal accident insurance

بیمه حوادث شخصی

collision accident

تصادف برخورد

vehicle accident

تصادف وسیله نقلیه

aviation accident

تصادف هوایی

transportation accident

تصادف حمل و نقل

unexpected accident

حادثه غیرمنتظره

جملات نمونه

The accident was no joke.

حادثه شوخی نبود.

an accident black spot.

نقطه حادثه ساز

the cause of the accident is not clear.

علت حادثه مشخص نیست.

accidents of the ground

تصادفات زمینی

an accident out of negligence

حادثه ناشی از بی‌احتیاطی

The accident was a terrible thing.

حادثه یک اتفاق وحشتناک بود.

The accident was the death of him.

حادثه باعث مرگ او شد.

The accident was due to negligence.

حادثه ناشی از بی‌احتیاطی بود.

a frightful accident

یک حادثه وحشتناک

he had an accident at the factory.

او در کارخانه تصادف کرد.

the accident was due to excessive speed.

حادثه به دلیل سرعت زیاد بود.

We met by accident at the airport.

ما به طور تصادفی در فرودگاه با هم ملاقات کردیم.

The accident luxate the left shoulder.

حادثه باعث دررفتگی شانه چپ شد.

There was a horrible accident here yesterday.

دیروز یک حادثه وحشتناک در اینجا رخ داد.

He had an accident at work.

او در محل کار تصادف کرد.

Who is in fault in the accident?

چه کسی در سانحه مقصر است؟

The accident gave me the shivers.

حادثه باعث لرزش من شد.

There was a tragic accident on the highway yesterday.

دیروز یک حادثه غم انگیز در بزرگراه رخ داد.

نمونه‌های واقعی

We don't want any accidents, do we?

ما نمی‌خواهیم هیچ تصادفی رخ دهد، مگه نه؟

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 11

One fall is an accident, three an epidemic.

یک سقوط یک تصادف است، سه نفر یک همه‌گیری.

منبع: 2 Broke Girls Season 5

However, successful urbanism is never an accident.

با این حال، موفقیت شهری هرگز تصادفی نیست.

منبع: History

Me smashing those photographs was not an accident.

شکستن آن عکس‌ها توسط من تصادفی نبود.

منبع: Before I Met You Selected

Officials don't know yet what caused the accident.

هنوز مشخص نیست که چه چیزی باعث تصادف شد.

منبع: CNN Selected May 2015 Collection

So what began as Roentgen's happy accident has become a medical marvel.

بنابراین آنچه به عنوان خوش شانسی خوشایند رونتگن آغاز شد، به یک شگفتی پزشکی تبدیل شده است.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

More than a hundreds worshipers died in Friday's accident.

بیش از صد نفر از زائران در حادثه روز جمعه جان باختند.

منبع: BBC Listening September 2015 Collection

And he had suffered a bad accident.

و او یک تصادف وحشتناک را تجربه کرده بود.

منبع: Global Slow English

'It takes two to make an accident.'

برای ایجاد یک تصادف به دو نفر نیاز است.

منبع: The Great Gatsby (Original Version)

'It was no accident! 'he said, angrily.

تصادفی نبود! 'او با عصبانیت گفت.

منبع: Black Steed (Selected)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید