fetishes

[ایالات متحده]/ˈfɛtɪʃɪz/
[بریتانیا]/ˈfɛtɪʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اشیاء پرستش یا فدای کورکورانه; شیء تمایل جنسی; وسواس با یک شیء خاص

عبارات و ترکیب‌ها

sexual fetishes

عشق‌های جنسی

unusual fetishes

عشق‌های جنسی غیرمعمول

common fetishes

عشق‌های جنسی رایج

kinky fetishes

عشق‌های جنسی عجیب و غریب

fetishes list

لیست عشق‌های جنسی

fetishes community

جامعه عشق‌های جنسی

fetishes exploration

اکتشاف عشق‌های جنسی

fetishes culture

فرهنگ عشق‌های جنسی

fetishes therapy

درمان عشق‌های جنسی

fetishes discussion

بحث درباره عشق‌های جنسی

جملات نمونه

many people have different fetishes that they explore.

بسیاری از افراد هوس‌های مختلفی دارند که آن‌ها را کشف می‌کنند.

understanding fetishes can help improve relationships.

درک هوس‌ها می‌تواند به بهبود روابط کمک کند.

some fetishes are considered taboo in society.

برخی از هوس‌ها در جامعه به عنوان تابو در نظر گرفته می‌شوند.

fetishes can vary significantly from person to person.

هوس‌ها می‌توانند به طور قابل توجهی از شخص به شخص دیگر متفاوت باشند.

people often feel embarrassed about their fetishes.

افراد اغلب در مورد هوس‌های خود احساس شرمندگی می‌کنند.

open communication about fetishes is important in a relationship.

ارتباط باز در مورد هوس‌ها در یک رابطه مهم است.

some therapists specialize in discussing fetishes with clients.

برخی از درمانگران در بحث در مورد هوس‌ها با مراجعان تخصص دارند.

exploring fetishes can lead to greater sexual satisfaction.

کشف هوس‌ها می‌تواند منجر به افزایش رضایت جنسی شود.

fetishes can be a source of creativity in intimate relationships.

هوس‌ها می‌توانند منبع خلاقیت در روابط صمیمی باشند.

many cultures have different views on fetishes.

فرهنگ‌های زیادی در مورد هوس‌ها دیدگاه‌های مختلفی دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید