strong aversions against
بدترین های احتمالی
expressing aversions
ابراز بیزاری
list of aversions
لیست بیزاری ها
overcome your aversions
غلبه بر بیزاری های خود
underlying aversions
بیزاری های اساسی
explore your aversions
کاوش در بیزاری های خود
uncover hidden aversions
افشای بیزاری های پنهان
many people have aversions to certain types of food.
بسیاری از افراد بدگوییهایی نسبت به انواع خاصی از غذا دارند.
his aversions to loud noises make it hard for him to enjoy concerts.
بدگوییهای او نسبت به صداهای بلند باعث میشود از رفتن به کنسرت لذت نبرد.
she has strong aversions to any form of violence.
او بدگوییهای شدیدی نسبت به هر نوع خشونت دارد.
understanding your aversions can help you make better choices.
درک بدگوییهای شما میتواند به شما کمک کند تا انتخابهای بهتری داشته باشید.
he tried to overcome his aversions through therapy.
او سعی کرد بدگوییهای خود را از طریق درمان غلبه کند.
her aversions often limit her social interactions.
بدگوییهای او اغلب تعاملات اجتماعی او را محدود میکند.
they discovered that their aversions were based on past experiences.
آنها متوجه شدند که بدگوییهای آنها بر اساس تجربیات گذشته است.
many aversions can be traced back to childhood.
بسیاری از بدگوییها را میتوان به دوران کودکی نسبت داد.
his aversions to certain colors influenced his artwork.
بدگوییهای او نسبت به رنگهای خاص بر روی آثار هنری او تأثیر گذاشت.
people often develop aversions to foods they had bad experiences with.
افراد اغلب بدگوییهایی نسبت به غذاهایی که تجربههای بدی با آنها داشتهاند، ایجاد میکنند.
strong aversions against
بدترین های احتمالی
expressing aversions
ابراز بیزاری
list of aversions
لیست بیزاری ها
overcome your aversions
غلبه بر بیزاری های خود
underlying aversions
بیزاری های اساسی
explore your aversions
کاوش در بیزاری های خود
uncover hidden aversions
افشای بیزاری های پنهان
many people have aversions to certain types of food.
بسیاری از افراد بدگوییهایی نسبت به انواع خاصی از غذا دارند.
his aversions to loud noises make it hard for him to enjoy concerts.
بدگوییهای او نسبت به صداهای بلند باعث میشود از رفتن به کنسرت لذت نبرد.
she has strong aversions to any form of violence.
او بدگوییهای شدیدی نسبت به هر نوع خشونت دارد.
understanding your aversions can help you make better choices.
درک بدگوییهای شما میتواند به شما کمک کند تا انتخابهای بهتری داشته باشید.
he tried to overcome his aversions through therapy.
او سعی کرد بدگوییهای خود را از طریق درمان غلبه کند.
her aversions often limit her social interactions.
بدگوییهای او اغلب تعاملات اجتماعی او را محدود میکند.
they discovered that their aversions were based on past experiences.
آنها متوجه شدند که بدگوییهای آنها بر اساس تجربیات گذشته است.
many aversions can be traced back to childhood.
بسیاری از بدگوییها را میتوان به دوران کودکی نسبت داد.
his aversions to certain colors influenced his artwork.
بدگوییهای او نسبت به رنگهای خاص بر روی آثار هنری او تأثیر گذاشت.
people often develop aversions to foods they had bad experiences with.
افراد اغلب بدگوییهایی نسبت به غذاهایی که تجربههای بدی با آنها داشتهاند، ایجاد میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید