feverish

[ایالات متحده]/ˈfiːvərɪʃ/
[بریتانیا]/ˈfiːvərɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بسیار هیجان‌زده.

عبارات و ترکیب‌ها

feverish and sweaty

تب‌دار و عرق‌کرده

جملات نمونه

working with feverish haste.

با عجله شدید کار کردن.

He had a feverish brow.

او پیشانیی تب‌دار داشت.

He is too feverish to rest.

او بیش از حد تب‌دار است تا استراحت کند.

worked at a feverish pace.

با سرعت تب‌دار کار کرد.

worked at a feverish pitch.

با شدت تب‌دار کار کرد.

I felt feverish all night.

من تمام شب تب داشتم.

he looked feverish and had a bad cough.

او تب‌دار به نظر می‌رسید و سرفه‌های بدی داشت.

he suffered from feverish colds.

او از سرماخوردگی تب‌دار رنج می‌برد.

the next couple of weeks were spent in a whirl of feverish activity.

هفته‌های آینده در یک گرداب از فعالیت تب‌دار سپری شد.

Her skin felt moist and feverish.

پوستش مرطوب و تب‌دار بود.

he needed to rest after the feverish activity.

او بعد از فعالیت تب‌دار به استراحت نیاز داشت.

This kind of feverish cold is slow to cure; it often kicks back just when you think you are better.

این نوع سرماخوردگی تب‌دار به کندی درمان می‌شود؛ اغلب زمانی که فکر می‌کنید بهتر شده‌اید دوباره بازمی‌گردد.

nocturnal seminal and amnesia;feverish palms and soles;orolingual sore;reddish tongue with little fur;thin and rapid pulse.

شب‌رو، منی، و آمنزی؛ کف دست و پا تب‌دار؛ زخم دهانی و زبانی؛ زبان قرمز با کمی پوشش؛ نبض نازک و سریع.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید