fictitiously

[ایالات متحده]/fɪkˈtɪʃəsli/
[بریتانیا]/fɪkˈtɪʃəsli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طریقی که واقعی یا درست نیست؛ اختراعی

عبارات و ترکیب‌ها

fictitiously created

ساخته شده به صورت ساختگی

fictitiously named

به طور ساختگی نامگذاری شده

fictitiously represented

به طور ساختگی به تصویر کشیده شده

fictitiously claimed

به طور ساختگی ادعا شده

fictitiously described

به طور ساختگی توصیف شده

fictitiously invented

به طور ساختگی ابداع شده

fictitiously portrayed

به طور ساختگی به تصویر کشیده شده

fictitiously derived

به طور ساختگی مشتق شده

fictitiously attributed

به طور ساختگی نسبت داده شده

fictitiously constructed

به طور ساختگی ساخته شده

جملات نمونه

the character was fictitiously created for the novel.

شخصیت به طور ساختگی برای رمان خلق شد.

she fictitiously claimed to have won the lottery.

او به طور ساختگی ادعا کرد که بورس برنده شده است.

they fictitiously represented themselves as experts.

آنها به طور ساختگی خود را به عنوان متخصص معرفی کردند.

the company fictitiously inflated its profits.

شرکت به طور ساختگی سود خود را افزایش داد.

he fictitiously described his adventures abroad.

او ماجراهای خود را در خارج از کشور به طور ساختگی توصیف کرد.

in the story, the town was fictitiously named rivertown.

در داستان، شهر به طور ساختگی ریورتاون نامیده شد.

she fictitiously dated a celebrity for publicity.

او به طور ساختگی برای تبلیغات با یک چهره مشهور قرار گذاشت.

the report fictitiously stated that the project was a success.

در گزارش آمده بود که پروژه به طور ساختگی موفقیت آمیز بود.

he fictitiously told tales of his heroic past.

او داستان‌هایی از گذشته قهرمانانه خود را به طور ساختگی تعریف کرد.

the artist fictitiously portrayed historical events.

هنرمند وقایع تاریخی را به طور ساختگی به تصویر کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید