fiercenesses of nature
خونریزیهای طبیعت
fiercenesses of competition
خونریزیهای رقابت
fiercenesses of battle
خونریزیهای نبرد
fiercenesses of emotions
خونریزیهای احساسات
fiercenesses of storms
خونریزیهای طوفانها
fiercenesses of rivalry
خونریزیهای رقیبدوستی
fiercenesses of passion
خونریزیهای اشتیاق
fiercenesses of fire
خونریزیهای آتش
fiercenesses of love
خونریزیهای عشق
fiercenesses of conflict
خونریزیهای درگیری
the fiercenesses of nature can be both beautiful and terrifying.
خصلتهای سرسختانه طبیعت میتواند هم زیبا و هم ترسناک باشد.
her fiercenesses in competition earned her respect.
خصلتهای سرسختانه او در مسابقه باعث شد که مورد احترام قرار گیرد.
the fiercenesses of the storm caused widespread damage.
خصلتهای سرسختانه طوفان باعث خسارت گسترده شد.
he admired the fiercenesses of the wild animals.
او به خصلتهای سرسختانه حیوانات وحشی احترام میگذاشت.
the fiercenesses of their arguments were hard to ignore.
خصلتهای سرسختانه استدلالهای آنها سخت بود که نادیده گرفته شود.
in battle, the fiercenesses of the warriors were unmatched.
در نبرد، خصلتهای سرسختانه جنگجویان بینظیر بود.
she showed her fiercenesses when defending her beliefs.
او زمانی که از باورهای خود دفاع میکرد، خصلتهای سرسختانه خود را نشان داد.
the fiercenesses of the competition pushed everyone to excel.
خصلتهای سرسختانه رقابت باعث شد همه به برتری دست یابند.
witnessing the fiercenesses of the ocean can be humbling.
مشاهده خصلتهای سرسختانه اقیانوس میتواند فروتنکننده باشد.
the fiercenesses of her emotions were evident in her eyes.
خصلتهای سرسختانه احساسات او در چشمانش آشکار بود.
fiercenesses of nature
خونریزیهای طبیعت
fiercenesses of competition
خونریزیهای رقابت
fiercenesses of battle
خونریزیهای نبرد
fiercenesses of emotions
خونریزیهای احساسات
fiercenesses of storms
خونریزیهای طوفانها
fiercenesses of rivalry
خونریزیهای رقیبدوستی
fiercenesses of passion
خونریزیهای اشتیاق
fiercenesses of fire
خونریزیهای آتش
fiercenesses of love
خونریزیهای عشق
fiercenesses of conflict
خونریزیهای درگیری
the fiercenesses of nature can be both beautiful and terrifying.
خصلتهای سرسختانه طبیعت میتواند هم زیبا و هم ترسناک باشد.
her fiercenesses in competition earned her respect.
خصلتهای سرسختانه او در مسابقه باعث شد که مورد احترام قرار گیرد.
the fiercenesses of the storm caused widespread damage.
خصلتهای سرسختانه طوفان باعث خسارت گسترده شد.
he admired the fiercenesses of the wild animals.
او به خصلتهای سرسختانه حیوانات وحشی احترام میگذاشت.
the fiercenesses of their arguments were hard to ignore.
خصلتهای سرسختانه استدلالهای آنها سخت بود که نادیده گرفته شود.
in battle, the fiercenesses of the warriors were unmatched.
در نبرد، خصلتهای سرسختانه جنگجویان بینظیر بود.
she showed her fiercenesses when defending her beliefs.
او زمانی که از باورهای خود دفاع میکرد، خصلتهای سرسختانه خود را نشان داد.
the fiercenesses of the competition pushed everyone to excel.
خصلتهای سرسختانه رقابت باعث شد همه به برتری دست یابند.
witnessing the fiercenesses of the ocean can be humbling.
مشاهده خصلتهای سرسختانه اقیانوس میتواند فروتنکننده باشد.
the fiercenesses of her emotions were evident in her eyes.
خصلتهای سرسختانه احساسات او در چشمانش آشکار بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید