filibustered debate
بحثی که با تاخیر انجام شد
filibustered vote
رایگیری که با تاخیر انجام شد
filibustered legislation
قانونگذاری که با تاخیر انجام شد
filibustered session
جلسهای که با تاخیر انجام شد
filibustered bill
پیشنویس قانون که با تاخیر انجام شد
filibustered motion
پیشنهادی که با تاخیر انجام شد
filibustered amendment
اصلاحاتی که با تاخیر انجام شد
filibustered discussion
بحث و گفتگویی که با تاخیر انجام شد
filibustered proposal
پیشنهادی که با تاخیر انجام شد
filibustered confirmation
تأییدیه ای که با تاخیر انجام شد
the senator filibustered the bill to delay the vote.
سناتور طرح پیشنهادی را وتو کرد تا از رای گیری جلوگیری کند.
they filibustered for hours to prevent the legislation from passing.
آنها ساعتها وتو کردند تا از تصویب قانون جلوگیری کنند.
the attempt to filibuster was met with strong opposition.
تلاش برای وتو با مخالفت شدید روبرو شد.
during the debate, he filibustered to make his point clear.
در طول بحث، او برای روشن کردن موضع خود وتو کرد.
filibustered discussions can lead to political gridlock.
بحثهای وتو میتوانند منجر به بنبست سیاسی شوند.
they tried to filibuster the confirmation of the judge.
آنها سعی کردند تایید قاضی را وتو کنند.
his speech filibustered the meeting longer than expected.
سخنرانی او باعث شد جلسه بیشتر از حد انتظار طولانی شود.
the opposition party filibustered to draw attention to their issues.
حزب مخالف برای جلب توجه به مسائل خود وتو کرد.
she filibustered effectively, stalling the legislative process.
او به طور موثر وتو کرد و روند قانونگذاری را به تاخیر انداخت.
filibustered sessions often frustrate both parties involved.
جلسات وتو اغلب هر دو طرف درگیر را ناامید میکند.
filibustered debate
بحثی که با تاخیر انجام شد
filibustered vote
رایگیری که با تاخیر انجام شد
filibustered legislation
قانونگذاری که با تاخیر انجام شد
filibustered session
جلسهای که با تاخیر انجام شد
filibustered bill
پیشنویس قانون که با تاخیر انجام شد
filibustered motion
پیشنهادی که با تاخیر انجام شد
filibustered amendment
اصلاحاتی که با تاخیر انجام شد
filibustered discussion
بحث و گفتگویی که با تاخیر انجام شد
filibustered proposal
پیشنهادی که با تاخیر انجام شد
filibustered confirmation
تأییدیه ای که با تاخیر انجام شد
the senator filibustered the bill to delay the vote.
سناتور طرح پیشنهادی را وتو کرد تا از رای گیری جلوگیری کند.
they filibustered for hours to prevent the legislation from passing.
آنها ساعتها وتو کردند تا از تصویب قانون جلوگیری کنند.
the attempt to filibuster was met with strong opposition.
تلاش برای وتو با مخالفت شدید روبرو شد.
during the debate, he filibustered to make his point clear.
در طول بحث، او برای روشن کردن موضع خود وتو کرد.
filibustered discussions can lead to political gridlock.
بحثهای وتو میتوانند منجر به بنبست سیاسی شوند.
they tried to filibuster the confirmation of the judge.
آنها سعی کردند تایید قاضی را وتو کنند.
his speech filibustered the meeting longer than expected.
سخنرانی او باعث شد جلسه بیشتر از حد انتظار طولانی شود.
the opposition party filibustered to draw attention to their issues.
حزب مخالف برای جلب توجه به مسائل خود وتو کرد.
she filibustered effectively, stalling the legislative process.
او به طور موثر وتو کرد و روند قانونگذاری را به تاخیر انداخت.
filibustered sessions often frustrate both parties involved.
جلسات وتو اغلب هر دو طرف درگیر را ناامید میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید