filmings

[ایالات متحده]/ˈfɪlmɪŋz/
[بریتانیا]/ˈfɪlmɪŋz/

ترجمه

v. شکل حال حاضر فیلم، به معنای ضبط تصاویر متحرک؛ پوشاندن با یک لایه نازک
n. عمل ضبط تصاویر متحرک؛ فرآیند تشکیل یک لایه نازک

عبارات و ترکیب‌ها

filmings schedule

برنامه فیلمبرداری

filmings location

محل فیلمبرداری

filmings crew

گروه فیلمبرداری

filmings permits

مجوزهای فیلمبرداری

filmings process

فرآیند فیلمبرداری

filmings updates

به‌روزرسانی‌های فیلمبرداری

filmings budget

بودجه فیلمبرداری

filmings equipment

تجهیزات فیلمبرداری

filmings timeline

جدول زمانی فیلمبرداری

filmings review

بررسی فیلمبرداری

جملات نمونه

the filmings for the new movie start next week.

ضبط فیلم برای فیلم جدید از هفته آینده شروع می‌شود.

she has participated in several filmings this year.

او در چندین ضبط فیلم در سال جاری شرکت کرده است.

filmings often require a lot of preparation and planning.

ضبط فیلم‌ها اغلب نیاز به آماده‌سازی و برنامه‌ریزی زیادی دارد.

we need to schedule the filmings around the actors' availability.

ما باید زمانبندی ضبط فیلم‌ها را با توجه به در دسترس بودن بازیگران تنظیم کنیم.

filmings can sometimes be delayed due to bad weather.

ضبط فیلم‌ها گاهی اوقات به دلیل آب و هوای نامساعد به تعویق می‌افتد.

the director is excited about the upcoming filmings.

کارگردان در مورد ضبط فیلم‌های آینده هیجان‌زده است.

filmings in remote locations can be quite challenging.

ضبط فیلم در مکان‌های دورافتاده می‌تواند بسیار چالش‌برانگیز باشد.

she shared behind-the-scenes stories from the filmings.

او داستان‌های پشت صحنه از ضبط فیلم‌ها را به اشتراک گذاشت.

filmings often attract a lot of public interest.

ضبط فیلم‌ها اغلب توجه زیادی از سوی عموم را به خود جلب می‌کند.

the filmings were completed ahead of schedule.

ضبط فیلم‌ها زودتر از موعد به پایان رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید