takes

[ایالات متحده]/[teɪks]/
[بریتانیا]/[teɪks]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گرفتن، چنگ زدن، حمل کردن یا انتقال دادن، برداشتن یا استخراج کردن، نیاز داشتن یا ضروری دانستن، اشغال کردن یا پر کردن (فضای یا زمان)، دریافت کردن یا پذیرفتن
n. نوبت در یک بازی یا فعالیت؛ یک دوره زمانی

عبارات و ترکیب‌ها

takes time

زمان می‌برد

takes effect

اثرگذار باشد

takes place

رخ می‌دهد

takes over

تصدی می‌نماید

takes care

مراقبت می‌کند

takes advantage

از آن استفاده می‌کند

takes responsibility

مسئولیت می‌گیرد

takes a while

مدتی طول می‌کشد

takes turns

نوبت می‌گیرند

takes pride

افتخار می‌کند

جملات نمونه

it takes about an hour to drive to the beach.

رسیدن به ساحل حدود یک ساعت طول می‌کشد.

the project takes longer than we initially expected.

این پروژه بیشتر از آن چیزی که انتظار داشتیم طول می‌کشد.

it takes courage to speak up in that situation.

برای صحبت کردن در آن شرایط، شجاعت لازم است.

the new software takes up a lot of space on the hard drive.

نرم‌افزار جدید فضای زیادی را در هارد دیسک اشغال می‌کند.

the bakery takes pride in its fresh ingredients.

نانسازه به مواد اولیه تازه خود افتخار می‌کند.

it takes a village to raise a child, they say.

گویند برای بزرگ کردن یک کودک، یک روستا لازم است.

the medicine takes effect within thirty minutes.

دارو طی سی دقیقه اثر می‌کند.

the restaurant takes reservations for friday night.

رستوران برای شب جمعه، رزرو می‌گیرد.

it takes a lot of effort to learn a new language.

یادگیری یک زبان جدید، تلاش زیادی لازم دارد.

the path takes you through a beautiful forest.

مسیر شما را از میان یک جنگل زیبا عبور می‌دهد.

the company takes a proactive approach to customer service.

شرکت با رویکردی فعالانه به خدمات مشتری می‌پردازد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید