fingernails

[ایالات متحده]/ˈfɪŋɡəneɪlz/
[بریتانیا]/ˈfɪŋɡərneɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع ناخن انگشت، پوشش سخت و محافظ بر روی نوک انگشتان

عبارات و ترکیب‌ها

fingernails polish

گریس ناخن

fingernails biting

ناخن جویدن

fingernails care

مراقبت از ناخن

fingernails trimming

کوتاه کردن ناخن

fingernails growth

رشد ناخن

fingernails art

هنر ناخن

fingernails design

طراحی ناخن

fingernails health

سلامت ناخن

fingernails shape

شکل ناخن

fingernails maintenance

نگهداری ناخن

جملات نمونه

she painted her fingernails a bright red.

او ناخن‌هایش را به رنگ قرمز روشن نقاشی کرد.

he bit his fingernails when he was nervous.

وقتی عصبی بود، ناخن‌هایش را می‌جوید.

fingernails can reveal a lot about a person's health.

ناخن‌ها می‌توانند اطلاعات زیادی در مورد سلامت یک فرد آشکار کنند.

she keeps her fingernails neatly trimmed.

او ناخن‌هایش را به طور مرتب کوتاه می‌کند.

he has long fingernails that he often decorates.

او ناخن‌های بلندی دارد که اغلب آنها را تزئین می‌کند.

don't forget to clean underneath your fingernails.

فراموش نکنید که زیر ناخن‌هایتان را تمیز کنید.

she applied a base coat before painting her fingernails.

قبل از نقاشی کردن ناخن‌هایش، یک لایه پایه زد.

fingernails can be a sign of stress if they are frequently bitten.

اگر به طور مکرر جویده شوند، ناخن‌ها می‌توانند نشانه استرس باشند.

he uses a nail file to shape his fingernails.

او از یک ناخن‌گیر برای شکل دادن به ناخن‌هایش استفاده می‌کند.

she always has a manicure to keep her fingernails looking good.

او همیشه برای اینکه ناخن‌هایش خوب به نظر برسند، مانیکور می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید