fingertips

[ایالات متحده]/ˈfɪŋɡətɪps/
[بریتانیا]/ˈfɪŋɡərtɪps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوک انگشتان؛ چیزهایی که به راحتی برای استفاده در دسترس هستند

عبارات و ترکیب‌ها

fingertips touch

لمس انگشتان

fingertips feel

احساس انگشتان

fingertips dance

رقص انگشتان

fingertips glide

لغزش انگشتان

fingertips tap

ضربه انگشتان

fingertips access

دسترسی انگشتان

fingertips control

کنترل انگشتان

fingertips navigate

ناوبری انگشتان

fingertips brush

تماس سطحی انگشتان

fingertips explore

کاوش انگشتان

جملات نمونه

she can play the piano beautifully at her fingertips.

او می‌تواند پیانو را به زیبایی با نوک انگشتان خود بنوازد.

he has all the information right at his fingertips.

او تمام اطلاعات را در دسترس نوک انگشتان خود دارد.

you should keep the tools at your fingertips while working.

هنگام کار، ابزارها را در دسترس نوک انگشتان خود نگه دارید.

with a touch of her fingertips, she can create magic.

با یک لمس از نوک انگشتانش، او می‌تواند جادو خلق کند.

the app puts a world of knowledge at your fingertips.

این برنامه دنیایی از دانش را در دسترس شما قرار می دهد.

he felt the cool breeze on his fingertips.

او نسیم خنک را روی نوک انگشتانش احساس کرد.

she typed the report quickly, her fingers dancing at her fingertips.

او به سرعت گزارش را تایپ کرد، انگشتانش در حال رقصیدن روی نوک انگشتانش بود.

with practice, the moves will become second nature at your fingertips.

با تمرین، حرکات به طور طبیعی در دسترس شما خواهند بود.

he can solve complex problems with just a few taps of his fingertips.

او می‌تواند مسائل پیچیده را تنها با چند ضربه به نوک انگشتانش حل کند.

the artist painted with such precision, every detail was at her fingertips.

هنرمند با چنان دقتی نقاشی کرد که هر جزئیاتی در دسترس او بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید