shark fins
کفهای شark
fish fins
کفهای ماهی
swimming fins
کفهای شنا
cut fins
کفهای قطع شده
shark's fins
کفهای shark
fin soup
سوپ کف
finned fish
ماهیهای دارای کف
using fins
استفاده از کفها
large fins
کفهای بزرگ
fin shape
شکل کف
the fish used its fins to navigate the coral reef.
ماهی از پرههای خود برای حرکت در اطراف ریف گوهری استفاده کرد.
sharks have powerful fins for swimming quickly.
ماهیگیرها پرههای قدرتمندی برای شنا کردن به سرعت دارند.
the scuba diver admired the fish's delicate fins.
غواص از پرههای ظریف ماهی لذت برده است.
a seahorse's fins help it maintain balance.
پرههای کفسردست به آن کمک میکنند تا تعادل خود را حفظ کند.
the whale's pectoral fins are used for steering.
پرههای سینهای کوسه برای هدایت استفاده میشود.
the dolphin propelled itself with its caudal fin.
دلفین خود را با پرهی دمی خود میراند.
the anglerfish has modified fins to lure prey.
ماهی گوشهدار پرههایی تغییر یافته برای جذب غذا دارد.
the pufferfish inflates its body and extends its fins.
ماهی توربی بدن خود را پر میکند و پرههای خود را گسترش میدهد.
the fish's dorsal fins provided stability in the water.
پرههای پشت ماهی ثبات را در آب فراهم کرد.
the ray glided effortlessly with its wing-like fins.
کپک با پرههایی شبیه به پر به راحتی میلغزد.
the fish lost some of its caudal fins in the net.
ماهی در شبکهای از پرههای دمی خود از دست داد.
shark fins
کفهای شark
fish fins
کفهای ماهی
swimming fins
کفهای شنا
cut fins
کفهای قطع شده
shark's fins
کفهای shark
fin soup
سوپ کف
finned fish
ماهیهای دارای کف
using fins
استفاده از کفها
large fins
کفهای بزرگ
fin shape
شکل کف
the fish used its fins to navigate the coral reef.
ماهی از پرههای خود برای حرکت در اطراف ریف گوهری استفاده کرد.
sharks have powerful fins for swimming quickly.
ماهیگیرها پرههای قدرتمندی برای شنا کردن به سرعت دارند.
the scuba diver admired the fish's delicate fins.
غواص از پرههای ظریف ماهی لذت برده است.
a seahorse's fins help it maintain balance.
پرههای کفسردست به آن کمک میکنند تا تعادل خود را حفظ کند.
the whale's pectoral fins are used for steering.
پرههای سینهای کوسه برای هدایت استفاده میشود.
the dolphin propelled itself with its caudal fin.
دلفین خود را با پرهی دمی خود میراند.
the anglerfish has modified fins to lure prey.
ماهی گوشهدار پرههایی تغییر یافته برای جذب غذا دارد.
the pufferfish inflates its body and extends its fins.
ماهی توربی بدن خود را پر میکند و پرههای خود را گسترش میدهد.
the fish's dorsal fins provided stability in the water.
پرههای پشت ماهی ثبات را در آب فراهم کرد.
the ray glided effortlessly with its wing-like fins.
کپک با پرههایی شبیه به پر به راحتی میلغزد.
the fish lost some of its caudal fins in the net.
ماهی در شبکهای از پرههای دمی خود از دست داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید