fishmonger

[ایالات متحده]/'fɪʃmʌŋgə/
[بریتانیا]/'fɪʃ'mʌŋgɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماهی‌فروش
Word Forms

جملات نمونه

I’ll ask the fishmonger if he can order three dozen oysters for me.

من از ماهی فروش می‌پرسم که آیا می‌تواند برای من سه دوجین صدف سفارش دهد یا خیر.

I buy fresh fish from the fishmonger every week.

من هر هفته ماهی تازه از ماهی فروش می‌خرم.

The fishmonger at the market sells a variety of seafood.

ماهی فروش در بازار انواع غذاهای دریایی را می‌فروشد.

The fishmonger filleted the fish for me.

ماهی فروش ماهی را برای من تکه‌تکه کرد.

The fishmonger recommended a delicious recipe for cooking the fish.

ماهی فروش یک دستور غذای خوشمزه برای پخت ماهی به من پیشنهاد داد.

The fishmonger's stall is always busy with customers.

غرفه ماهی فروش همیشه با مشتریان شلوغ است.

I trust the fishmonger's recommendations for the freshest catch.

من به توصیه‌های ماهی فروش برای تازه ترین صید اعتماد دارم.

The fishmonger provided me with a discount for being a regular customer.

ماهی فروش به من تخفیفی برای اینکه مشتری دائمی هستم داد.

The fishmonger's display of fish is always so colorful and appealing.

نمایش ماهی توسط ماهی فروش همیشه بسیار رنگارنگ و جذاب است.

I asked the fishmonger to scale and gut the fish for me.

من از ماهی فروش خواستم که ماهی را برای من پوست و احشا کند.

The fishmonger shared his knowledge about different fish species with me.

ماهی فروش دانش خود را در مورد گونه های مختلف ماهی با من در میان گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید