vendor

[ایالات متحده]/ˈvendə(r)/
[بریتانیا]/ˈvendər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فروشنده; کسی که کالا می‌فروشد; ماشینی که به‌طور خودکار کالا می‌فروشد.
Word Forms
جمعvendors

عبارات و ترکیب‌ها

vendor management

مدیریت تأمین‌کننده

vendor selection

انتخاب فروشنده

vendor relationship

ارتباط با فروشنده

vendor evaluation

ارزیابی فروشنده

street vendor

فروشنده خیابانی

news vendor

فروشنده اخبار

جملات نمونه

the vendor warrants the accuracy of the report.

فروشنده ضمانت می کند که گزارش دقیق است.

the vendor weighed the vegetables.

فروشنده سبزیجات را وزن کرد.

Kvass vendor in the open air celebration.

فروشنده کاواس در جشن هوای آزاد.

the vendors have represented that such information is accurate.

فروشندگان بیان کرده‌اند که چنین اطلاعاتی دقیق است.

street vendors who were touting pedestrians.

فروشندگان خیابانی که در حال تبلیغ عابرین پیاده بودند.

a street vender; vendors of cheap merchandise.

یک دلال خیابانی؛ فروشندگان کالا ارزان

Is the vendor always held responsible if goods are faulty?

آیا فروشنده همیشه مسئول شناخته می شود اگر کالاها معیوب باشند؟

the ice-cream vendors were the only signs of life.

فروشندگان بستنی تنها نشانه‌های زندگی بودند.

She looked at the vendor who cheated her the other day with distaste.

او با بی‌حوصلگی به فروشنده‌ای که روز قبل از او کلاهبرداری کرده بود نگاه کرد.

Not to provide information about how to reach power management functionality is comparable to anonymize the graphics adapter and hiding information about vendor, model and specifications.

ارائه نکردن اطلاعات در مورد نحوه دسترسی به قابلیت‌های مدیریت توان، مشابه با ناشناس کردن آداپتور گرافیک و پنهان کردن اطلاعات در مورد سازنده، مدل و مشخصات است.

Vendors selling Hitler mugs, or t-shirts boasting that Hitler is your homeboy.

فروشندگانی که لیوان‌های هیتلر یا تی‌شرت‌هایی را می‌فروشند که در آن‌ها ادعا شده هیتلر دوست شماست.

Later, the shoe in the factory sells do not go out, stopped to produce, I placed a vendor's stand in factory doorway with respect to the cully with the workshop.

بعداً، کفش در کارخانه به فروش نمی رسد، تولید متوقف شد، من یک غرفه فروشنده را با احترام در درب ورودی کارخانه در کنار کارگاه قرار دادم.

Add in new deployments, productivity and downtime issues, a diluvium of new products, services and vendors, and the difficulty of finding and retaining the professional resources you need.

اضافه کردن استقرارها، بهره‌وری و مشکلات زمان خرابی جدید، سیل محصولات، خدمات و فروشندگان جدید و دشواری یافتن و حفظ منابع حرفه‌ای مورد نیاز شما.

Teledata with the world's leading technology vendor providing IP-based convergence solutions, contact centre solutions, telecommunications infrastructure, wireless infrastructure.

تله دیتا با پیشروترین فروشنده فناوری جهان که راه حل های همگرایی مبتنی بر IP، راه حل های مرکز تماس، زیرساخت های مخابراتی و زیرساخت های بی سیم ارائه می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید