fixtures

[ایالات متحده]/[ˈfɪkstʃə]/
[بریتانیا]/[ˈfɪkstʃər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وسایل یا تجهیزات موجود در یک اتاق یا ساختمان؛ شی یا شخصی که به روشی ثابت، مرتب یا محکم در جای خود قرار گرفته است؛ برنامه ای از رویدادها یا مسابقات
v. مجهز کردن با وسایل

عبارات و ترکیب‌ها

bathroom fixtures

تجهیزات حمام

kitchen fixtures

تجهیزات آشپزخانه

install fixtures

نصب تجهیزات

replace fixtures

تعویض تجهیزات

lighting fixtures

تجهیزات روشنایی

plumbing fixtures

تجهیزات لوله کشی

new fixtures

تجهیزات جدید

fixture fitting

اتصالات تجهیزات

fixture cost

هزینه تجهیزات

fixture selection

انتخاب تجهیزات

جملات نمونه

the bathroom fixtures were outdated and needed replacing.

وسایل حمام قدیمی بودند و نیاز به تعویض داشتند.

we installed new kitchen fixtures last weekend.

ما در آخر هفته گذشته وسایل آشپزخانه جدید نصب کردیم.

the hotel room had modern bathroom fixtures.

اتاق هتل دارای وسایل حمام مدرن بود.

the plumber checked the existing fixtures for leaks.

لوله کش وسایل موجود را برای نشتی بررسی کرد.

we are comparing prices for bathroom fixtures online.

ما قیمت‌ها را برای وسایل حمام به صورت آنلاین مقایسه می‌کنیم.

the sports arena was equipped with state-of-the-art fixtures.

سالن ورزشی مجهز به وسایل پیشرفته بود.

the lighting fixtures added a warm glow to the room.

وسایل روشنایی باعث ایجاد یک روشنایی گرم در اتاق شدند.

the team won the championship on their home fixtures.

تیم مسابقات قهرمانی را در بازی‌های خانگی خود برد.

the schedule included a series of away fixtures.

برنامه شامل مجموعه‌ای از بازی‌های خارج از خانه بود.

we need to order new plumbing fixtures for the renovation.

ما باید وسایل جدید لوله‌کشی را برای بازسازی سفارش دهیم.

the garden fixtures included a fountain and several benches.

وسایل باغ شامل یک فواره و چند نیمکت بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید