flabbinesses

[ایالات متحده]/ˈflæbɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈflæbɪnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت نرم و ضعیف بودن

عبارات و ترکیب‌ها

overcome flabbinesses

غلبه بر شل شدگی‌ها

address flabbinesses

رسیدگی به شل شدگی‌ها

reduce flabbinesses

کاهش شل شدگی‌ها

combat flabbinesses

مقابله با شل شدگی‌ها

eliminate flabbinesses

حذف شل شدگی‌ها

manage flabbinesses

مدیریت شل شدگی‌ها

recognize flabbinesses

تشخیص شل شدگی‌ها

analyze flabbinesses

تجزیه و تحلیل شل شدگی‌ها

tackle flabbinesses

مقابله با شل شدگی‌ها

accept flabbinesses

پذیرش شل شدگی‌ها

جملات نمونه

his flabbinesses were evident after months of inactivity.

چربی‌های او پس از ماه‌های بی‌تحرکی آشکار بود.

she decided to work out to reduce her flabbinesses.

او تصمیم گرفت ورزش کند تا چربی‌هایش را کاهش دهد.

flabbinesses can be a sign of unhealthy lifestyle choices.

چربی‌ها می‌توانند نشانه‌ای از انتخاب‌های سبک زندگی ناسالم باشند.

diet and exercise are key to combating flabbinesses.

رژیم غذایی و ورزش برای مقابله با چربی‌ها کلیدی هستند.

many people struggle with flabbinesses as they age.

بسیاری از مردم با افزایش سن دچار چربی می‌شوند.

she was embarrassed by her flabbinesses during the summer.

او در طول تابستان از چربی‌هایش خجالت می‌کشید.

reducing flabbinesses requires commitment and discipline.

کاهش چربی‌ها نیاز به تعهد و انضباط دارد.

flabbinesses can often be improved with targeted exercises.

چربی‌ها اغلب می‌توانند با تمرینات هدفمند بهبود یابند.

her flabbinesses were a result of years of neglecting fitness.

چربی‌های او نتیجه سال‌ها بی‌توجهی به تناسب اندام بود.

he was determined to eliminate his flabbinesses before summer.

او مصمم بود قبل از تابستان چربی‌هایش را از بین ببرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید