flight-related

[ایالات متحده]/[ˈflaɪt rɪˈleɪtɪd]/
[بریتانیا]/[ˈflaɪt rɪˈleɪtɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به پرواز یا سفر هوایی؛ مرتبط یا ناشی از سفر هوایی
n. چیزی که مربوط به پرواز یا سفر هوایی است

عبارات و ترکیب‌ها

flight-related delays

تاخیرهای مرتبط با پرواز

flight-related issues

مسائل مرتبط با پرواز

flight-related expenses

هزینه‌های مرتبط با پرواز

flight-related risks

ریسک‌های مرتبط با پرواز

flight-related incidents

حادثه‌های مرتبط با پرواز

flight-related baggage

بازبلاهای مرتبط با پرواز

flight-related information

اطلاعات مرتبط با پرواز

flight-related services

خدمات مرتبط با پرواز

flight-related security

امنیت مرتبط با پرواز

flight-related changes

تغییرات مرتبط با پرواز

جملات نمونه

we experienced a significant flight-related delay due to adverse weather conditions.

ما به دلیل شرایط جوی نامطلوب، تاخیر قابل توجهی در پرواز تجربه کردیم.

the airline provided flight-related compensation for the missed connection.

هواپیمایی جبرانی مربوط به پرواز برای اتصال گم شده ارائه کرد.

flight-related anxiety is common among frequent travelers.

قلق مربوط به پرواز در میان سفرکردهای متکرر شایع است.

the airport offers various flight-related services, including baggage assistance.

فرودگاه خدمات مختلف مربوط به پرواز ارائه می‌دهد، از جمله کمک به بارهای سفر.

he meticulously reviewed all flight-related documents before checking in.

او قبل از ثبت نام به دقت تمامی اسناد مربوط به پرواز را بررسی کرد.

the investigation focused on flight-related safety protocols.

تحقيق بر روی پروتکل‌های ایمنی مربوط به پرواز متمرکز بود.

she researched flight-related apps to track her luggage.

او برنامه‌های مربوط به پرواز را برای پیگیری بارهایش مطالعه کرد.

the news reported on a major flight-related incident at the airport.

خبر به رویداد مهم مربوط به پرواز در فرودگاه گزارش داد.

understanding flight-related regulations is crucial for pilots.

فهم قوانین مربوط به پرواز برای پیлот‌ها حیاتی است.

the website provides comprehensive flight-related information and updates.

این وب‌سایت اطلاعات و به‌روزرسانی‌های جامع مربوط به پرواز ارائه می‌دهد.

he filed a claim for flight-related expenses after the cancellation.

او پس از لغو پرواز، درخواستی برای هزینه‌های مربوط به پرواز ارائه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید