flimsier

[ایالات متحده]/ˈflɪm.zi.ə/
[بریتانیا]/ˈflɪm.zi.ɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. (مقایسه‌ای از flimsy) سبک و نازک (اشاره به پارچه یا ماده)؛ محکم نیست؛ به راحتی آسیب‌پذیر؛ ضعیف

عبارات و ترکیب‌ها

flimsier than

نازک‌تر از

flimsier material

مواد نازک‌تر

flimsier structure

ساختار نازک‌تر

flimsier design

طراحی نازک‌تر

flimsier evidence

دلایل نازک‌تر

flimsier argument

استدلال نازک‌تر

flimsier framework

چارچوب نازک‌تر

flimsier version

نسخه نازک‌تر

flimsier product

محصول نازک‌تر

flimsier case

موارد نازک‌تر

جملات نمونه

the fabric felt flimsier than i expected.

پارچه از آنچه انتظار داشتم نازک‌تر بود.

his excuse was flimsier than a paper towel.

بهانه‌اش از یک دستمال کاغذی نازک‌تر بود.

the structure was flimsier after the storm.

ساختار بعد از طوفان نازک‌تر شده بود.

she realized her argument was flimsier under scrutiny.

او متوجه شد که استدلالش در برابر بررسی نازک‌تر است.

the toy was flimsier than it looked.

اسباب‌بازی از آنچه به نظر می‌رسید نازک‌تر بود.

his reasoning became flimsier as the debate continued.

استدلال او با ادامه مناظره نازک‌تر شد.

the chair felt flimsier with each use.

صندلی با هر بار استفاده نازک‌تر به نظر می‌رسید.

her confidence was flimsier than it appeared.

اعتماد به نفس او از آنچه نشان می‌داد نازک‌تر بود.

the bridge was flimsier than the engineers had predicted.

پل از آنچه مهندسان پیش‌بینی کرده بودند نازک‌تر بود.

the argument was flimsier than a house of cards.

استدلال از یک قلعه شن نازک‌تر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید