limsy excuse
عذر لایمی
limsy argument
حُجَّة لایمی
limsy evidence
دلیل لایمی
limsy materials
مواد لایمی
limsy structure
ساختار لایمی
limsy frame
چارچوب لایمی
limsy cover
پوشش لایمی
limsy curtain
پرده لایمی
limsy chair
کرسی لایمی
limsy cardboard
کarton لایمی
the limsy excuse didn’t convince anyone in the room.
عذر توجیهای ضعیف هیچ کس در اتاق را قانع نکرد.
he offered a limsy explanation for why the report was late.
او یک عذر توجیهای ضعیف برای اینکه گزارش چه دلیلی دیر شده بود ارائه کرد.
they built the shed with limsy materials that warped after one storm.
آنها با مواد ضعیف چوبکشی را ساختند که پس از یک باران شدید خم شدند.
the limsy plastic chair cracked when she sat down carefully.
کرسی پلاستیکی ضعیف شکسته شد وقتی او با دقت روی آن جا مینشست.
we dismissed the limsy argument as speculation rather than evidence.
ما استدلال ضعیف را به عنوان یک فرضیه و نه شواهد رد کردیم.
the proposal rests on a limsy claim about future demand.
این پیشنهاد بر روی یک ادعا ضعیف درباره تقاضای آینده استوار است.
his alibi was limsy and fell apart under simple questioning.
توضیح دفاعی او ضعیف بود و در برابر سوالات ساده شکست.
the detective poked holes in her limsy story within minutes.
دétektیو در کمتر از یک دقیقه حفرههایی در داستان ضعیف او ایجاد کرد.
they served drinks in limsy cups that collapsed in your hand.
آنها نوشیدنیها را در لیوانهای ضعیفی ارائه کردند که در دست شما فرو میرفتند.
the fence was limsy and leaned whenever the wind picked up.
دیوارههای فنری ضعیف بودند و هر زمان باد بیشتر میشدند به سمت جلو میخمیدند.
she wore a limsy jacket that didn’t block the chilly air.
او یک کت ضعیف پوشید که هوای سرد را متوقف نمیکرد.
don’t rely on that limsy source for medical information.
از این منبع ضعیف برای اطلاعات پزشکی استفاده نکنید.
limsy excuse
عذر لایمی
limsy argument
حُجَّة لایمی
limsy evidence
دلیل لایمی
limsy materials
مواد لایمی
limsy structure
ساختار لایمی
limsy frame
چارچوب لایمی
limsy cover
پوشش لایمی
limsy curtain
پرده لایمی
limsy chair
کرسی لایمی
limsy cardboard
کarton لایمی
the limsy excuse didn’t convince anyone in the room.
عذر توجیهای ضعیف هیچ کس در اتاق را قانع نکرد.
he offered a limsy explanation for why the report was late.
او یک عذر توجیهای ضعیف برای اینکه گزارش چه دلیلی دیر شده بود ارائه کرد.
they built the shed with limsy materials that warped after one storm.
آنها با مواد ضعیف چوبکشی را ساختند که پس از یک باران شدید خم شدند.
the limsy plastic chair cracked when she sat down carefully.
کرسی پلاستیکی ضعیف شکسته شد وقتی او با دقت روی آن جا مینشست.
we dismissed the limsy argument as speculation rather than evidence.
ما استدلال ضعیف را به عنوان یک فرضیه و نه شواهد رد کردیم.
the proposal rests on a limsy claim about future demand.
این پیشنهاد بر روی یک ادعا ضعیف درباره تقاضای آینده استوار است.
his alibi was limsy and fell apart under simple questioning.
توضیح دفاعی او ضعیف بود و در برابر سوالات ساده شکست.
the detective poked holes in her limsy story within minutes.
دétektیو در کمتر از یک دقیقه حفرههایی در داستان ضعیف او ایجاد کرد.
they served drinks in limsy cups that collapsed in your hand.
آنها نوشیدنیها را در لیوانهای ضعیفی ارائه کردند که در دست شما فرو میرفتند.
the fence was limsy and leaned whenever the wind picked up.
دیوارههای فنری ضعیف بودند و هر زمان باد بیشتر میشدند به سمت جلو میخمیدند.
she wore a limsy jacket that didn’t block the chilly air.
او یک کت ضعیف پوشید که هوای سرد را متوقف نمیکرد.
don’t rely on that limsy source for medical information.
از این منبع ضعیف برای اطلاعات پزشکی استفاده نکنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید