florid

[ایالات متحده]/ˈflɒrɪd/
[بریتانیا]/ˈflɔːrɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. گونه‌های گلگون؛ تزئین شده به طور پیچیده

عبارات و ترکیب‌ها

florid complexion

پوست گندمی

florid language

زبان پرطمطراق

florid prose

نثر فصیح و آراسته

florid design

طراحی تزیین‌شده

florid decorations

تزئینات پرزرق و برق

جملات نمونه

a stout man with a florid face.

مرد تنومندی با چهره‌ای سرخ

the florid prose of the nineteenth century.

مجملات پرطمطراق قرن نوزدهم

The senator gave a florid speech.

سناتور یک سخنرانی پرطمطراق ارائه داد.

florid operatic-style music was out.

موسیقی پرزرق و برق به سبک اپرا منسوخ شده بود.

florid symptoms of psychiatric disorder.

علائم سرخ و پررنگ اختلالات روانپزشکی

Do obeisance to the florid China oriflamme!

به پرچم سرخ چین تعظیم کنید!

a florid prose style.See Synonyms at ornate

سبک نثر پرطمطراق. برای مترادف‌ها به تزئینی مراجعه کنید

Tears were flowing over his florid face.

اشک‌ها روی صورت سرخ او جاری بود.

Years of heavy drinking had given Alison a florid complexion.

سالها نوشیدن زیاد باعث شده بود که چهره الیزون سرخ شود.

Florid and openhanded colors,excellent and transcendental quality.Deduct modem people feeling ...

رنگ‌های سرخ و سخاوتمند، کیفیت عالی و متعالی. از احساسات مردم مدرن کم کنید...

The screen was an old one, of gilt Spanish leather, stamped and wrought with a rather florid louis-Quatorze pattern.

صفحه یک صفحه قدیمی بود که از چرم اسپانیایی طلا پوشیده شده بود و با یک الگوی نسبتاً سرخ و لوئیس قرطز تزئین شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید