| جمع | flotillas |
naval flotilla
ناوگان دریایی
sailing flotilla
ناوگان بادبانی
fishermen's flotilla
ناوگان ماهیگیران
a flotilla of cargo boats.
گروهی از کشتیهای باری
a flotilla of glossy limousines swept past.
گشتی از سدانهای براق از کنار عبور کردند.
The navy sent a flotilla of ships to patrol the area.
ناوگان نیروی دریایی تعدادی از کشتیها را برای گشت زنی در منطقه اعزال کرد.
A flotilla of small boats gathered in the harbor for the regatta.
گشتی از قایقهای کوچک برای مسابقه قایقرانی در بندر جمع شدند.
The flotilla of ducks swam peacefully across the pond.
گشتی از اردکها به آرامی در کنار برکه شنا کردند.
The environmental organization organized a flotilla of kayaks for a river cleanup.
سازمان محیط زیست یک گشتی از قایقهای کایاک را برای پاکسازی رودخانه سازماندهی کرد.
During the festival, a flotilla of hot air balloons filled the sky.
در طول جشنواره، گشتی از بالنهای هوای گرم آسمان را پر کردند.
The flotilla of fishing boats returned to the harbor with a plentiful catch.
گشتی از قایقهای ماهیگیری با صید فراوان به بندر بازگشتند.
The flotilla of protesters marched through the streets chanting slogans.
گشتی از معترضان در حالی که شعارها را فریاد میزدند از خیابانها عبور کردند.
A flotilla of swans gracefully glided across the lake.
گشتی از قوای با وقار به آرامی روی دریاچه سر خوردند.
The flotilla of canoes paddled downstream in perfect formation.
گشتی از قایقهای کایاک به طور کامل در کنار جریان آب حرکت کردند.
The flotilla of yachts set sail for a leisurely cruise along the coast.
گشتی از قایقهای تفریحی برای یک سفر تفریحی در امتداد ساحل به باد دادند.
naval flotilla
ناوگان دریایی
sailing flotilla
ناوگان بادبانی
fishermen's flotilla
ناوگان ماهیگیران
a flotilla of cargo boats.
گروهی از کشتیهای باری
a flotilla of glossy limousines swept past.
گشتی از سدانهای براق از کنار عبور کردند.
The navy sent a flotilla of ships to patrol the area.
ناوگان نیروی دریایی تعدادی از کشتیها را برای گشت زنی در منطقه اعزال کرد.
A flotilla of small boats gathered in the harbor for the regatta.
گشتی از قایقهای کوچک برای مسابقه قایقرانی در بندر جمع شدند.
The flotilla of ducks swam peacefully across the pond.
گشتی از اردکها به آرامی در کنار برکه شنا کردند.
The environmental organization organized a flotilla of kayaks for a river cleanup.
سازمان محیط زیست یک گشتی از قایقهای کایاک را برای پاکسازی رودخانه سازماندهی کرد.
During the festival, a flotilla of hot air balloons filled the sky.
در طول جشنواره، گشتی از بالنهای هوای گرم آسمان را پر کردند.
The flotilla of fishing boats returned to the harbor with a plentiful catch.
گشتی از قایقهای ماهیگیری با صید فراوان به بندر بازگشتند.
The flotilla of protesters marched through the streets chanting slogans.
گشتی از معترضان در حالی که شعارها را فریاد میزدند از خیابانها عبور کردند.
A flotilla of swans gracefully glided across the lake.
گشتی از قوای با وقار به آرامی روی دریاچه سر خوردند.
The flotilla of canoes paddled downstream in perfect formation.
گشتی از قایقهای کایاک به طور کامل در کنار جریان آب حرکت کردند.
The flotilla of yachts set sail for a leisurely cruise along the coast.
گشتی از قایقهای تفریحی برای یک سفر تفریحی در امتداد ساحل به باد دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید