floundering

[ایالات متحده]/ˈflaʊndərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈflaʊndərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. در حال تلاش، به ویژه در آب؛ تلاش بی‌هدف

عبارات و ترکیب‌ها

floundering economy

اقتصاد متزلزل

floundering efforts

تلاش‌های ناکارآمد

floundering business

کسب و کار ناموفق

floundering career

مسیر شغلی ناموفق

floundering project

پروژه ناموفق

floundering student

دانشجوی ناموفق

floundering relationship

رابطه متزلزل

floundering team

تیم ناکارآمد

floundering policy

سیاست ناکارآمد

floundering initiative

ابتکار عمل ناموفق

جملات نمونه

the company is floundering in the competitive market.

شرکت در بازار رقابتی در حال دست و پا زدن است.

he was floundering to find the right words during the presentation.

او در طول ارائه برای یافتن کلمات مناسب دست و پا می‌زد.

after the scandal, the politician was floundering to regain public trust.

پس از رسوایی، سیاستمدار برای بازگرداندن اعتماد عمومی دست و پا می‌زد.

the students were floundering with the complex math problems.

دانشجویان در مواجهه با مسائل ریاضی پیچیده دست و پا می‌زدند.

she felt floundering in her new job without proper training.

او بدون آموزش مناسب در شغل جدید خود احساس دست و پا زدن می‌کرد.

the team is floundering without a clear strategy.

تیم بدون یک استراتژی مشخص در حال دست و پا زدن است.

he was floundering in his decision about which college to attend.

او در تصمیم گیری در مورد کدام دانشگاه برای تحصیل دست و پا می‌زد.

floundering in the water, the fish struggled to survive.

در حال دست و پا زدن در آب، ماهی برای زنده ماندن تلاش کرد.

she found herself floundering in a sea of information.

او خود را در دریایی از اطلاعات دست و پا می‌زد.

the project was floundering due to lack of funding.

به دلیل کمبود بودجه، پروژه در حال دست و پا زدن بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید