flourishes

[ایالات متحده]/ˈflʌrɪʃɪz/
[بریتانیا]/ˈflɔrɪʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور سالم یا پرانرژی رشد کردن یا توسعه یافتن؛ شکوفا شدن یا رونق یافتن؛ چیزی را برای جلب توجه تکان دادن

عبارات و ترکیب‌ها

creativity flourishes

خلاقیت شکوفا می‌شود

business flourishes

کسب و کار شکوفا می‌شود

community flourishes

جامعه شکوفا می‌شود

life flourishes

زندگی شکوفا می‌شود

nature flourishes

طبیعت شکوفا می‌شود

friendship flourishes

دوستی شکوفا می‌شود

talent flourishes

استعداد شکوفا می‌شود

culture flourishes

فرهنگ شکوفا می‌شود

imagination flourishes

خلاقیت شکوفا می‌شود

community spirit flourishes

روحیه جامعه شکوفا می‌شود

جملات نمونه

the garden flourishes with the right amount of sunlight and water.

باغ با مقدار مناسب نور خورشید و آب شکوفا می‌شود.

her talent flourishes when she is given the opportunity to shine.

وقتی فرصت می‌کند، استعداد او شکوفا می‌شود.

in a supportive environment, creativity flourishes.

در یک محیط حمایتی، خلاقیت شکوفا می‌شود.

the business flourishes due to its innovative approach.

به دلیل رویکرد نوآورانه، کسب و کار شکوفا می‌شود.

friendships flourish when nurtured with care.

دوستی‌ها با مراقبت و توجه شکوفا می‌شوند.

education flourishes in a culture that values learning.

در فرهنگی که ارزش قائل به یادگیری است، آموزش شکوفا می‌شود.

when given freedom, ideas flourish and evolve.

وقتی آزادی به آنها داده شود، ایده‌ها شکوفا و تکامل می‌یابند.

the community flourishes through cooperation and unity.

جامعه از طریق همکاری و وحدت شکوفا می‌شود.

nature flourishes in areas with minimal human interference.

طبیعت در مناطقی با حداقل دخالت انسان شکوفا می‌شود.

art flourishes when artists are encouraged to express themselves.

وقتی هنرمندان تشویق به ابراز وجود خود شوند، هنر شکوفا می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید