stagnates

[ایالات متحده]/stæɡˈneɪts/
[بریتانیا]/stæɡˈneɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. جریان یافتن یا حرکت نکردن؛ ساکن شدن

عبارات و ترکیب‌ها

growth stagnates

رشد متوقف می‌شود

economy stagnates

اقتصاد متوقف می‌شود

progress stagnates

پیشرفت متوقف می‌شود

investment stagnates

سرمایه‌گذاری متوقف می‌شود

development stagnates

توسعه متوقف می‌شود

market stagnates

بازار متوقف می‌شود

innovation stagnates

نوآوری متوقف می‌شود

revenue stagnates

درآمد متوقف می‌شود

sales stagnates

فروش متوقف می‌شود

activity stagnates

فعالیت متوقف می‌شود

جملات نمونه

the economy stagnates during periods of uncertainty.

در دوران عدم اطمینان، اقتصاد دچار رکود می‌شود.

when innovation stops, progress stagnates.

وقتی نوآوری متوقف می‌شود، پیشرفت دچار رکود می‌شود.

if we don't adapt, our growth stagnates.

اگر ما سازگار نشویم، رشد ما دچار رکود می‌شود.

the project stagnates due to lack of funding.

به دلیل کمبود بودجه، پروژه دچار رکود می‌شود.

interest in the topic stagnates after a few months.

بعد از چند ماه، علاقه به این موضوع دچار رکود می‌شود.

without new ideas, creativity stagnates.

بدون ایده‌های جدید، خلاقیت دچار رکود می‌شود.

as the market stagnates, companies must innovate.

همانطور که بازار دچار رکود می‌شود، شرکت‌ها باید نوآوری کنند.

when communication breaks down, collaboration stagnates.

وقتی ارتباطات از بین می‌رود، همکاری دچار رکود می‌شود.

in the absence of challenges, learning stagnates.

در نبود چالش‌ها، یادگیری دچار رکود می‌شود.

the team's performance stagnates without clear goals.

بدون اهداف مشخص، عملکرد تیم دچار رکود می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید