flowed

[ایالات متحده]/fləʊd/
[بریتانیا]/floʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته نقلی flow; به بیرون ریختن یا به آرامی جاری شدن; به طور روان و بدون زحمت صحبت یا نوشتن

عبارات و ترکیب‌ها

time flowed

زمان گذشت

water flowed

آب جاری شد

blood flowed

خون جاری شد

thoughts flowed

افکار جاری شدند

music flowed

موسیقی جاری شد

ideas flowed

ایده‌ها جاری شدند

energy flowed

انرژی جاری شد

creativity flowed

خلاقیت جاری شد

conversation flowed

گفتگو جاری شد

tears flowed

اشک‌ها جاری شدند

جملات نمونه

the river flowed gently through the valley.

رودخانه به آرامی در میان دره جریان داشت.

time flowed quickly during the summer vacation.

زمان به سرعت در طول تعطیلات تابستان سپری شد.

her emotions flowed freely as she spoke.

احساسات او آزادانه جریان داشتند وقتی صحبت می‌کرد.

ideas flowed during the brainstorming session.

ایده‌ها در طول جلسه بارش فکری جریان داشتند.

the water flowed over the rocks.

آب روی سنگ‌ها جریان داشت.

as the music played, the memories flowed back.

همانطور که موسیقی پخش می شد، خاطرات به یاد می آمدند.

her words flowed like poetry.

کلمات او مانند شعر جریان داشتند.

the conversation flowed easily between the friends.

گفتگو به راحتی بین دوستان جریان داشت.

his creativity flowed when he was inspired.

خلاقیت او زمانی که الهام گرفته بود جریان داشت.

the traffic flowed smoothly during the early morning.

ترافیک در صبح زود به طور روان جریان داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید