flubs happen
اشتباهات رخ میدهند
avoid flubs
از اشتباهات اجتناب کنید
flubs occur
اشتباهات رخ میدهند
common flubs
اشتباهات رایج
flubs can
اشتباهات میتوانند
flubs in
اشتباهات در
flubs during
اشتباهات در حین
flubs and
اشتباهات و
flubs lead
اشتباهات منجر میشوند
flubs increase
اشتباهات افزایش مییابند
he often flubs his lines during performances.
او اغلب در طول اجراها، دیالوگهایش را خراب میکند.
she flubbed the math problem on the test.
او مسئله ریاضی را در امتحان خراب کرد.
don't worry if you flub the presentation; just keep going.
نگران نباشید اگر ارائهتان را خراب کردید؛ به کار خود ادامه دهید.
the actor flubbed a crucial scene in the movie.
بازیگر صحنهای حیاتی را در فیلم خراب کرد.
he flubbed the delivery of his speech.
او نحوه ارائه سخنرانی خود را خراب کرد.
she flubbed the details during the interview.
او جزئیات را در طول مصاحبه خراب کرد.
it's easy to flub a simple task when you're distracted.
وقتی حواسپرتی دارید، خراب کردن یک کار ساده آسان است.
he flubbed the joke and no one laughed.
او جوک را خراب کرد و هیچ کس نخندید.
flubbing the instructions can lead to confusion.
خراب کردن دستورالعملها میتواند منجر به سردرگمی شود.
despite his flubs, he remained confident.
با وجود خرابکاریهایش، او با اعتماد به نفس باقی ماند.
flubs happen
اشتباهات رخ میدهند
avoid flubs
از اشتباهات اجتناب کنید
flubs occur
اشتباهات رخ میدهند
common flubs
اشتباهات رایج
flubs can
اشتباهات میتوانند
flubs in
اشتباهات در
flubs during
اشتباهات در حین
flubs and
اشتباهات و
flubs lead
اشتباهات منجر میشوند
flubs increase
اشتباهات افزایش مییابند
he often flubs his lines during performances.
او اغلب در طول اجراها، دیالوگهایش را خراب میکند.
she flubbed the math problem on the test.
او مسئله ریاضی را در امتحان خراب کرد.
don't worry if you flub the presentation; just keep going.
نگران نباشید اگر ارائهتان را خراب کردید؛ به کار خود ادامه دهید.
the actor flubbed a crucial scene in the movie.
بازیگر صحنهای حیاتی را در فیلم خراب کرد.
he flubbed the delivery of his speech.
او نحوه ارائه سخنرانی خود را خراب کرد.
she flubbed the details during the interview.
او جزئیات را در طول مصاحبه خراب کرد.
it's easy to flub a simple task when you're distracted.
وقتی حواسپرتی دارید، خراب کردن یک کار ساده آسان است.
he flubbed the joke and no one laughed.
او جوک را خراب کرد و هیچ کس نخندید.
flubbing the instructions can lead to confusion.
خراب کردن دستورالعملها میتواند منجر به سردرگمی شود.
despite his flubs, he remained confident.
با وجود خرابکاریهایش، او با اعتماد به نفس باقی ماند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید