flubs

[ایالات متحده]/flʌbz/
[بریتانیا]/flʌbz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. خراب کردن یا اشتباه کردن؛ به طور ضعیف انجام دادن

عبارات و ترکیب‌ها

flubs happen

اشتباهات رخ می‌دهند

avoid flubs

از اشتباهات اجتناب کنید

flubs occur

اشتباهات رخ می‌دهند

common flubs

اشتباهات رایج

flubs can

اشتباهات می‌توانند

flubs in

اشتباهات در

flubs during

اشتباهات در حین

flubs and

اشتباهات و

flubs lead

اشتباهات منجر می‌شوند

flubs increase

اشتباهات افزایش می‌یابند

جملات نمونه

he often flubs his lines during performances.

او اغلب در طول اجراها، دیالوگ‌هایش را خراب می‌کند.

she flubbed the math problem on the test.

او مسئله ریاضی را در امتحان خراب کرد.

don't worry if you flub the presentation; just keep going.

نگران نباشید اگر ارائه‌تان را خراب کردید؛ به کار خود ادامه دهید.

the actor flubbed a crucial scene in the movie.

بازیگر صحنه‌ای حیاتی را در فیلم خراب کرد.

he flubbed the delivery of his speech.

او نحوه ارائه سخنرانی خود را خراب کرد.

she flubbed the details during the interview.

او جزئیات را در طول مصاحبه خراب کرد.

it's easy to flub a simple task when you're distracted.

وقتی حواس‌پرتی دارید، خراب کردن یک کار ساده آسان است.

he flubbed the joke and no one laughed.

او جوک را خراب کرد و هیچ کس نخندید.

flubbing the instructions can lead to confusion.

خراب کردن دستورالعمل‌ها می‌تواند منجر به سردرگمی شود.

despite his flubs, he remained confident.

با وجود خرابکاری‌هایش، او با اعتماد به نفس باقی ماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید