fluctuated

[ایالات متحده]/ˈflʌk.tʃʊ.eɪ.tɪd/
[بریتانیا]/ˈflʌk.tʃʊ.eɪ.tɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور نامنظم تغییر دادن یا متفاوت شدن

عبارات و ترکیب‌ها

prices fluctuated

قیمت‌ها نوسان داشتند

values fluctuated

ارزش‌ها نوسان داشتند

interest rates fluctuated

نرخ بهره نوسان داشتند

temperatures fluctuated

دماها نوسان داشتند

stocks fluctuated

سهام نوسان داشتند

demand fluctuated

تقاضا نوسان داشتند

sales fluctuated

فروش نوسان داشتند

exchange rates fluctuated

نرخ ارز نوسان داشتند

performance fluctuated

عملکرد نوسان داشتند

attendance fluctuated

حضور نوسان داشتند

جملات نمونه

the stock prices fluctuated significantly last week.

قیمت سهام هفته گذشته به طور قابل توجهی نوسان داشت.

temperatures fluctuated throughout the day.

در طول روز دماها نوسان داشتند.

the company's profits fluctuated from month to month.

سود شرکت از ماه به ماه نوسان داشت.

interest rates have fluctuated over the years.

نرخ بهره در طول سال‌ها نوسان داشته است.

the demand for the product fluctuated during the season.

تقاضا برای محصول در طول فصل نوسان داشت.

her mood fluctuated between happiness and sadness.

حالت او بین شادی و غم نوسان داشت.

exchange rates fluctuated due to market conditions.

به دلیل شرایط بازار، نرخ ارز نوسان داشت.

the population of the city has fluctuated over the decades.

جمعیت شهر در طول دهه‌ها نوسان داشته است.

sales figures fluctuated during the holiday season.

آمار فروش در طول فصل تعطیلات نوسان داشت.

the athlete's performance fluctuated in different competitions.

عملکرد ورزشکار در مسابقات مختلف نوسان داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید