oscillated rapidly
به سرعت نوسان کرد
oscillated back
به عقب نوسان کرد
oscillated continuously
به طور مداوم نوسان کرد
oscillated wildly
به طور وحشیانه نوسان کرد
oscillated slowly
به آرامی نوسان کرد
oscillated erratically
به طور غیرقابل پیش بینی نوسان کرد
oscillated frequently
به طور مکرر نوسان کرد
oscillated gently
به آرامی و ملایمت نوسان کرد
oscillated predictably
به طور قابل پیش بینی نوسان کرد
oscillated slightly
به مقدار کمی نوسان کرد
the pendulum oscillated back and forth steadily.
آونگ به طور پیوسته به جلو و عقب حرکت میکرد.
her emotions oscillated between joy and sadness.
احساسات او بین شادی و غم نوسان داشت.
the stock prices oscillated throughout the day.
قیمت سهام در طول روز نوسان داشت.
he oscillated between different career options.
او بین گزینههای شغلی مختلف مردد بود.
the light oscillated, creating a mesmerizing effect.
نور نوسان میکرد و جلوهای مسحورکننده ایجاد میکرد.
her opinions oscillated with the changing trends.
نظرات او با تغییر روندها نوسان داشت.
the temperature oscillated with the seasons.
دما با تغییر فصلها نوسان داشت.
the sound waves oscillated at different frequencies.
امواج صوتی در فرکانسهای مختلف نوسان داشتند.
the athlete oscillated between first and second place.
ورزشکار بین جایگاه اول و دوم نوسان داشت.
his focus oscillated between the task and distractions.
تمرکز او بین وظیفه و عوامل حواسپرتی نوسان داشت.
oscillated rapidly
به سرعت نوسان کرد
oscillated back
به عقب نوسان کرد
oscillated continuously
به طور مداوم نوسان کرد
oscillated wildly
به طور وحشیانه نوسان کرد
oscillated slowly
به آرامی نوسان کرد
oscillated erratically
به طور غیرقابل پیش بینی نوسان کرد
oscillated frequently
به طور مکرر نوسان کرد
oscillated gently
به آرامی و ملایمت نوسان کرد
oscillated predictably
به طور قابل پیش بینی نوسان کرد
oscillated slightly
به مقدار کمی نوسان کرد
the pendulum oscillated back and forth steadily.
آونگ به طور پیوسته به جلو و عقب حرکت میکرد.
her emotions oscillated between joy and sadness.
احساسات او بین شادی و غم نوسان داشت.
the stock prices oscillated throughout the day.
قیمت سهام در طول روز نوسان داشت.
he oscillated between different career options.
او بین گزینههای شغلی مختلف مردد بود.
the light oscillated, creating a mesmerizing effect.
نور نوسان میکرد و جلوهای مسحورکننده ایجاد میکرد.
her opinions oscillated with the changing trends.
نظرات او با تغییر روندها نوسان داشت.
the temperature oscillated with the seasons.
دما با تغییر فصلها نوسان داشت.
the sound waves oscillated at different frequencies.
امواج صوتی در فرکانسهای مختلف نوسان داشتند.
the athlete oscillated between first and second place.
ورزشکار بین جایگاه اول و دوم نوسان داشت.
his focus oscillated between the task and distractions.
تمرکز او بین وظیفه و عوامل حواسپرتی نوسان داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید