oscillated

[ایالات متحده]/ˈɒsɪleɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈɑːsɪleɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v.به جلو و عقب حرکت کرد یا تاب خورد

عبارات و ترکیب‌ها

oscillated rapidly

به سرعت نوسان کرد

oscillated back

به عقب نوسان کرد

oscillated continuously

به طور مداوم نوسان کرد

oscillated wildly

به طور وحشیانه نوسان کرد

oscillated slowly

به آرامی نوسان کرد

oscillated erratically

به طور غیرقابل پیش بینی نوسان کرد

oscillated frequently

به طور مکرر نوسان کرد

oscillated gently

به آرامی و ملایمت نوسان کرد

oscillated predictably

به طور قابل پیش بینی نوسان کرد

oscillated slightly

به مقدار کمی نوسان کرد

جملات نمونه

the pendulum oscillated back and forth steadily.

آونگ به طور پیوسته به جلو و عقب حرکت می‌کرد.

her emotions oscillated between joy and sadness.

احساسات او بین شادی و غم نوسان داشت.

the stock prices oscillated throughout the day.

قیمت سهام در طول روز نوسان داشت.

he oscillated between different career options.

او بین گزینه‌های شغلی مختلف مردد بود.

the light oscillated, creating a mesmerizing effect.

نور نوسان می‌کرد و جلوه‌ای مسحورکننده ایجاد می‌کرد.

her opinions oscillated with the changing trends.

نظرات او با تغییر روندها نوسان داشت.

the temperature oscillated with the seasons.

دما با تغییر فصل‌ها نوسان داشت.

the sound waves oscillated at different frequencies.

امواج صوتی در فرکانس‌های مختلف نوسان داشتند.

the athlete oscillated between first and second place.

ورزشکار بین جایگاه اول و دوم نوسان داشت.

his focus oscillated between the task and distractions.

تمرکز او بین وظیفه و عوامل حواس‌پرتی نوسان داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید