fluvial

[ایالات متحده]/ˈfluːviəl/
[بریتانیا]/ˈfluːviəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به رودخانه‌ها; زندگی در یا تشکیل شده توسط رودخانه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

fluvial dynamics

پویایی رودخانه‌ای

fluvial processes

فرآیندهای رودخانه‌ای

fluvial systems

سیستم‌های رودخانه‌ای

fluvial erosion

فرسایش رودخانه‌ای

fluvial transport

حمل و نقل رودخانه‌ای

fluvial sediment

رسوبات رودخانه‌ای

fluvial habitat

زیستگاه رودخانه‌ای

fluvial landscape

مناظر رودخانه‌ای

fluvial geomorphology

ژئومورفولوژی رودخانه‌ای

fluvial floodplain

توندهای رودخانه

جملات نمونه

the fluvial landscape is home to diverse ecosystems.

مناظراب جلابی، زیستگاه‌های متنوعی را در خود جای داده است.

fluvial erosion shapes the banks of the river.

فرسایش جلابی، حاشیه رودخانه را شکل می‌دهد.

many fish species thrive in fluvial environments.

بسیاری از گونه‌های ماهی در محیط‌های جلابی رشد می‌کنند.

fluvial transport plays a crucial role in sediment distribution.

حمل و نقل جلابی نقش مهمی در توزیع رسوبات دارد.

fluvial systems are vital for agriculture in the region.

سیستم‌های جلابی برای کشاورزی در این منطقه حیاتی هستند.

scientists study fluvial dynamics to understand river behavior.

دانشمندان رفتار رودخانه را با مطالعه پویایی جلابی درک می‌کنند.

fluvial flooding can significantly impact local communities.

سیل جلابی می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر جوامع محلی داشته باشد.

fluvial deposits are often rich in nutrients.

رسوبات جلابی اغلب سرشار از مواد مغذی هستند.

we explored the fluvial habitat of the endangered species.

ما زیستگاه جلابی گونه‌های در معرض خطر را بررسی کردیم.

fluvial geomorphology helps us understand landscape evolution.

ژئومورفولوژی جلابی به ما کمک می‌کند تا تکامل چشم انداز را درک کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید