footbed

[ایالات متحده]/[ˈfʊtˌbed]/
[بریتانیا]/[ˈfʊtˌbed]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پایه قابل جدا کردن و پشتیبانی شویی یک کفش یا چمیز؛ یک سطح منحنی در داخل کفش، معمولاً از فوم یا ژل ساخته شده، برای راحتی.
Word Forms
جمعfootbeds

عبارات و ترکیب‌ها

footbed comfort

راحتی پایه

removable footbed

پایه قابل جدا کردن

footbed support

پشتیبانی پایه

molded footbed

پایه شکل داده شده

footbed liner

پوسته پایه

footbed material

مواد پایه

checking footbed

بررسی پایه

footbed design

طراحی پایه

padded footbed

پایه پر شده

new footbed

پایه جدید

جملات نمونه

the sandals have a comfortable contoured footbed.

پایه پایی این کفش‌های چرمی به‌طور منحنی و راحت طراحی شده است.

i love the cushioned footbed of these walking shoes.

من از پایه پایی تکیه‌گاهی این کفش‌های پیاده‌روی عاشق هستم.

the footbed provides excellent arch support.

پایه پایی حمایت عظیمی برای قوس پا فراهم می‌کند.

the molded footbed conforms to the shape of your foot.

پایه پایی مدل‌شده به شکل پای شما تنظیم می‌شود.

the rubber footbed offers good grip on wet surfaces.

پایه پایی از چرم، گرفتگی خوبی را روی سطوح مرطوب ارائه می‌دهد.

the footbed is made of breathable eva foam.

پایه پایی از فوم EVA تنفس‌پذیر ساخته شده است.

i replaced the old footbed with a new one.

من پایه پایی قدیمی را با یکی جدید جایگزین کردم.

the flip-flops feature a textured footbed for added traction.

این کفش‌های چرمی دارای پایه پایی با سطحی چروکیده برای افزایش گرفتگی هستند.

clean the footbed regularly to prevent odors.

برای جلوگیری از بو، پایه پای را به‌طور منظم تمیز کنید.

the orthotic inserts fit perfectly into the footbed.

این درزهای ارتروپاتیک به‌طور کامل در پایه پای جای می‌گیرند.

the footbed felt warm and inviting after a long day.

پس از یک روز طولانی، پایه پای گرم و دوست‌داشتنی به نظر می‌رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید