footfall

[ایالات متحده]/'fʊtfɔːl/
[بریتانیا]/'fʊtfɔl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای قدم‌ها
Word Forms
جمعfootfalls

عبارات و ترکیب‌ها

heavy footfall

گام‌های سنگین

soft footfall

گام‌های آرام

جملات نمونه

The shopkeeper eagerly awaited the footfall of customers during the sale.

فروشنده مشتاقانه منتظر حضور مشتریان در زمان حراج بود.

The museum was filled with the quiet footfall of visitors exploring the exhibits.

موزه پر از قدم‌های آرام بازدیدکنندگان بود که در حال تماشای نمایشگاه‌ها بودند.

The forest was so silent that every footfall could be heard from a distance.

جنگل آنقدر ساکت بود که می‌توانست صدای هر قدمی را از دور شنود کرد.

She tip-toed across the room, trying to minimize her footfall to avoid waking up the baby.

او به آرامی روی اتاق راه می‌رفت و سعی می‌کرد صدای قدم‌هایش را به حداقل برساند تا نوزاد را بیدار نکند.

The heavy footfall of the marching soldiers echoed through the valley.

صدای سنگین قدم‌های سربازان در حال رژه در دره طنین‌انداز بود.

The old wooden staircase creaked under the weight of each footfall.

پله‌های چوبی قدیمی زیر بار هر قدم، صدا می‌دادند.

The footfall of the joggers could be heard in the park in the early morning.

صدای قدم‌های دویدن‌ها را می‌توانست در پارک در ساعات اولیه صبح شنود کرد.

The dance studio was alive with the rhythmic footfall of dancers practicing their routines.

استودیو رقص با صدای ریتمیک قدم‌های رقصندگان در حال تمرین، زنده بود.

The footfall of the audience signaled the beginning of the concert.

صدای قدم‌های تماشاچیان نشان‌دهنده شروع کنسرت بود.

The quiet footfall of the cat on the carpet was the only sound in the room.

صدای آرام قدم‌های گربه روی فرش تنها صدایی بود که در اتاق شنیده می‌شد.

نمونه‌های واقعی

Harry heard his heavy footfalls on the graveled drive, and then a car door slammed.

هری صدای سنگین قدم‌هایش را روی مسیر سنگریزه شنید و سپس در ماشین بسته شد.

منبع: 7. Harry Potter and the Deathly Hallows

There were heavy footfalls behind them, and a great deal of puffing.

گام‌های سنگینی پشت سرشان بود و نفس نفس زدن زیادی وجود داشت.

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

The footfall was an uncertain and shuffling one.

قدم‌ها نامطمئن و لثاتی بود.

منبع: A Study in Scarlet by Sherlock Holmes

The footfalls were definitely farther back.

قدم‌ها قطعاً دورتر بودند.

منبع: Twilight: Eclipse

Retail footfall was up by 6.9% versus the average for May.

ترافیک خرید و فروش 6.9 درصد نسبت به میانگین ماه می افزایش یافت.

منبع: The Economist - Weekly News Highlights

He could feel his face swelling rapidly under his hands as heavy footfalls surrounded him.

او می‌توانست احساس کند که صورتش به سرعت زیر دست‌هایش ورم می‌کند زیرا قدم‌های سنگین او را احاطه کرده بودند.

منبع: 7. Harry Potter and the Deathly Hallows

The sound of thunderous footfalls reached them, and Hagrid came panting into sight with Fang at his heels.

صدای قدم‌های رعدآسا به آنها رسید و هاگرید با نفس‌نفس زدن و فانگ در تعقیب او ظاهر شد.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

There were heavy footfalls behind them, and a great deal of puffing. Slughorn had just caught up.

گام‌های سنگینی پشت سرشان بود و نفس نفس زدن زیادی وجود داشت. اسلوغورن تازه به آنها رسیده بود.

منبع: 7. Harry Potter and the Deathly Hallows

A few minutes elapsed, and then we heard a footfall within, and the door was opened.

چند دقیقه گذشت و سپس صدای قدمی در داخل را شنیدیم و در باز شد.

منبع: Murder at the golf course

Moving, I step softly, as though my footfall were an irreverence.

در حال حرکت، من به آرامی قدم برمی‌دارم، انگار قدم‌هایم بی‌احترامی باشد.

منبع: Essays on the Four Seasons

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید