forecloser

[ایالات متحده]/fɔːˈkləʊzə/
[بریتانیا]/fɔrˈkloʊzər/

ترجمه

vt. چیزی را از وقوع مستثنی یا جلوگیری کردن؛ حق بازخرید را در یک وام مسکن لغو کردن؛ چیزی را مسدود یا مانع شدن؛ ادعای انحصار یا به دست آوردن حقوق مالکیت
vi. حق بازخرید را در یک وام مسکن لغو کردن

عبارات و ترکیب‌ها

forecloser notice

یادداشت اخطار تعقیب

forecloser auction

حراجی تعقیب

forecloser sale

فروش تعقیب

forecloser process

فرآیند تعقیب

forecloser rights

حقوق تعقیب

forecloser listing

لیست تعقیب

forecloser timeline

جدول زمانی تعقیب

forecloser impact

اثرات تعقیب

forecloser legal

قانونی تعقیب

forecloser assistance

کمک تعقیب

جملات نمونه

the bank initiated a forecloser on the property.

بانک اقدام به توقیض ملک کرد.

many families faced a forecloser during the economic downturn.

خانواده‌های زیادی در طول رکود اقتصادی با توقیض مواجه شدند.

he received a notice of forecloser in the mail.

او اخطاریه توقیض را از طریق پست دریافت کرد.

the forecloser process can be lengthy and complicated.

فرآیند توقیض می‌تواند طولانی و پیچیده باشد.

she sought legal advice to avoid a forecloser.

او برای جلوگیری از توقیض مشاوره حقوقی گرفت.

after the forecloser, the house was put up for auction.

پس از توقیض، خانه برای حراج گذاشته شد.

understanding the forecloser laws is essential for homeowners.

درک قوانین توقیض برای صاحبان خانه ضروری است.

they managed to negotiate a settlement before the forecloser.

آنها قبل از توقیض موفق به مذاکره برای تسویه حساب شدند.

the forecloser affected the local housing market significantly.

توقیض تأثیر قابل توجهی بر بازار مسکن محلی داشت.

he was devastated by the forecloser of his childhood home.

او از توقیض خانه دوران کودکی‌اش بسیار متضرر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید