foregroundings

[ایالات متحده]/ˈfɔːɡraʊndɪŋz/
[بریتانیا]/ˈfɔːrɡraʊndɪŋz/

ترجمه

n. عملیات پیش‌زمینه؛ تنظیمات پیش‌زمینه (کامپیوتر: عناصر یا پیکربندی‌های دیده شدنی و فعال در جلوی واجه سیستم)

عبارات و ترکیب‌ها

foregrounding of

آمادگی زمینه‌ای

foregrounding in

آمادگی زمینه‌ای در

foregrounding technique

فناوری آمادگی زمینه‌ای

foregrounding devices

وسایل آمادگی زمینه‌ای

foregrounding effects

اثرات آمادگی زمینه‌ای

foregrounding strategies

استراتژی‌های آمادگی زمینه‌ای

foregrounding language

زبان آمادگی زمینه‌ای

foregrounding meaning

معنای آمادگی زمینه‌ای

foregrounding analysis

تحلیل آمادگی زمینه‌ای

foregrounding process

فرآیند آمادگی زمینه‌ای

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید