prominence

[ایالات متحده]/ˈprɒmɪnəns/
[بریتانیا]/ˈprɑːmɪnəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شهرت، قابل مشاهده بودن، موضوع مهم
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

gain prominence

کسب شهرت

rise to prominence

ظهور و مطرح شدن

achieve prominence

رسیدن به شهرت

attain prominence

به دست آوردن شهرت

جملات نمونه

An item of prominence on the conference agenda was infant health care.

یکی از موارد مهم در دستور کار کنفرانس، مراقبت‌های بهداشتی نوزادان بود.

a good deal of prominence attaches to the central union federations.

اهمیت زیادی به فدراسیون‌های مرکزی اتحادیه‌ها منسوب است.

Bridget Rileycame to prominence as an artist in the 1960s.

بریجیت ریلی در دهه 1960 به عنوان یک هنرمند به شهرت رسید.

The lawyer reached a position of prominence in her profession at an early age.

وکیل در سن جوانی به مقام برجسته ای در حرفه خود دست یافت.

the steep, rocky prominence resembled a snow-capped mountain.

برجستگی تند و صخره ای شبیه به کوه پوشیده از برف بود.

Delete what is dispensable and give more prominence to the essentials.

آنچه غیرضروری است را حذف کنید و به موارد ضروری بیشتر اهمیت دهید.

radiographs showed enlargement of the right heart with prominence of the pulmonary outflow tract.

رادیوگرافی‌ها نشان دادند که بزرگی قلب راست با برجستگی مجرای خروجی ریوی وجود دارد.

Premenstrual dysphoric disorder (PMDD) is the most severe form of PMS, with the prominence anger, irritability, and internal tension.

اختلال نارضایتی قبل از قاعدگی (PMDD) شدیدترین شکل سندرم پیش از قاعدگی (PMS) است که با خشم، تحریک‌پذیری و تنش درونی مشخص می‌شود.

My concealed lip inside grew fluey prominence, examine on the net feel similar false sex acuteness is wet verrucous, what division should if go to large hospital to see me,hang?

لب پنهان من در داخل رشد کرد، برجستگی دود مانند، در اینترنت جستجو کنید، احساس کنید که جنسیت نادرست و حادیت مرطوب و فلس مانند است، چه بخشی باید بروم تا من را ببینم، آویزان؟

Epicondylar markers could be placed either manually or automatically by a computer algorithm that selected the most lateral or most medial osseous prominence of the distal part of the humerus.

نشانگرهای اپیکوندیلی می‌توانند به صورت دستی یا خودکار توسط یک الگوریتم کامپیوتری که برجسته‌ترین قسمت جانبی یا میانی استخواني قسمت انتهایی بازوي بلندگام را انتخاب می‌کرد، قرار گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید