our team updated the budget based on careful foreseeings of market demand.
تیم ما بودجه را بر اساس پیشبینیهای دقیق از تقاضای بازار بهروزرسانی کرد.
accurate foreseeings helped the airline adjust schedules before the holiday rush.
پیشبینیهای دقیق به خط هوایی کمک کرد تا قبل از ازدحام تعطیلات، برنامهها را تنظیم کند.
her foreseeings about supply chain delays proved right within a week.
پیشبینیهای او در مورد تأخیر در زنجیره تأمین ظرف یک هفته درست از آب در آمد.
investors rely on solid foreseeings when evaluating long term growth prospects.
سرمایهگذاران هنگام ارزیابی چشمانداز رشد بلندمدت به پیشبینیهای قوی متکی هستند.
we based our hiring plan on realistic foreseeings rather than wishful thinking.
ما طرح استخدام خود را بر اساس پیشبینیهای واقعبینانه و نه تفکرات آرزو محور بنا کردیم.
the report includes detailed foreseeings of revenue trends across three regions.
گزارش شامل پیشبینیهای دقیق از روند درآمد در سه منطقه است.
good foreseeings can reduce risk by guiding early contingency planning.
پیشبینیهای خوب میتوانند با راهنمایی برنامهریزی اضطراری اولیه، خطر را کاهش دهند.
her foreseeings of customer churn led to targeted retention campaigns.
پیشبینیهای او در مورد ریزش مشتری منجر به کمپینهای حفظ هدفمند شد.
forecast models improved the accuracy of our foreseeings for energy consumption.
مدلهای پیشبینی دقت پیشبینیهای ما را برای مصرف انرژی بهبود بخشید.
without credible foreseeings, the project timeline will remain uncertain.
بدون پیشبینیهای معتبر، جدول زمانی پروژه نامشخص باقی خواهد ماند.
the policy team compared competing foreseeings before drafting new regulations.
گروه سیاستگذاری قبل از تدوین مقررات جدید، پیشبینیهای رقیب را مقایسه کرد.
our foreseeings of maintenance costs influenced the final price quote.
پیشبینیهای ما در مورد هزینههای نگهداری بر قیمت نهایی تأثیر گذاشت.
our team updated the budget based on careful foreseeings of market demand.
تیم ما بودجه را بر اساس پیشبینیهای دقیق از تقاضای بازار بهروزرسانی کرد.
accurate foreseeings helped the airline adjust schedules before the holiday rush.
پیشبینیهای دقیق به خط هوایی کمک کرد تا قبل از ازدحام تعطیلات، برنامهها را تنظیم کند.
her foreseeings about supply chain delays proved right within a week.
پیشبینیهای او در مورد تأخیر در زنجیره تأمین ظرف یک هفته درست از آب در آمد.
investors rely on solid foreseeings when evaluating long term growth prospects.
سرمایهگذاران هنگام ارزیابی چشمانداز رشد بلندمدت به پیشبینیهای قوی متکی هستند.
we based our hiring plan on realistic foreseeings rather than wishful thinking.
ما طرح استخدام خود را بر اساس پیشبینیهای واقعبینانه و نه تفکرات آرزو محور بنا کردیم.
the report includes detailed foreseeings of revenue trends across three regions.
گزارش شامل پیشبینیهای دقیق از روند درآمد در سه منطقه است.
good foreseeings can reduce risk by guiding early contingency planning.
پیشبینیهای خوب میتوانند با راهنمایی برنامهریزی اضطراری اولیه، خطر را کاهش دهند.
her foreseeings of customer churn led to targeted retention campaigns.
پیشبینیهای او در مورد ریزش مشتری منجر به کمپینهای حفظ هدفمند شد.
forecast models improved the accuracy of our foreseeings for energy consumption.
مدلهای پیشبینی دقت پیشبینیهای ما را برای مصرف انرژی بهبود بخشید.
without credible foreseeings, the project timeline will remain uncertain.
بدون پیشبینیهای معتبر، جدول زمانی پروژه نامشخص باقی خواهد ماند.
the policy team compared competing foreseeings before drafting new regulations.
گروه سیاستگذاری قبل از تدوین مقررات جدید، پیشبینیهای رقیب را مقایسه کرد.
our foreseeings of maintenance costs influenced the final price quote.
پیشبینیهای ما در مورد هزینههای نگهداری بر قیمت نهایی تأثیر گذاشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید