hindsight

[ایالات متحده]/'haɪn(d)saɪt/
[بریتانیا]/'haɪndsaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. درک خرد یک تصمیم پس از وقوع آن؛ فهم یک وضعیت یا رویداد فقط پس از وقوع آن.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

in hindsight

با توجه به اینکه بعدا فهمیده شد

with hindsight

با توجه به اینکه بعدا فهمیده شد

hindsight bias

سوگیری نوستالژیک

جملات نمونه

In hindsight, I should have listened to my instincts.

با توجه به اینکه الان متوجه شدم، باید به غرایز خودم گوش می‌دادم.

Hindsight is always 20/20.

دیدنِ گذشته همیشه آسان است.

With hindsight, I realize I made a big mistake.

با توجه به اینکه الان متوجه شدم، متوجه شدم که اشتباه بزرگی کردم.

Hindsight can be a valuable teacher.

دیدنِ گذشته می‌تواند یک معلم ارزشمند باشد.

It's easy to be wise in hindsight.

در مواجهه با گذشته، عاقل بودن آسان است.

Hindsight bias can cloud our judgment.

تعصبِ دیدِ گذشته می‌تواند قضاوت ما را مخدوش کند.

She regrets not taking the job offer, but that's just hindsight bias.

او پشیمان است که پیشنهاد شغلی را نپذیرفت، اما این فقط تعصبِ دیدِ گذشته است.

Hindsight allows us to learn from our mistakes.

دیدنِ گذشته به ما اجازه می‌دهد از اشتباهات خود درس بگیریم.

With hindsight, I see that I should have been more patient.

با توجه به اینکه الان متوجه شدم، می‌بینم که باید صبورتر بودم.

Hindsight is a powerful tool for reflection and growth.

دیدنِ گذشته یک ابزار قدرتمند برای تفکر و رشد است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید