foretells disaster
پیشبینی کننده فاجعه
foretells doom
پیشبینی کننده سرنوشت شوم
foretells change
پیشبینی کننده تغییر
foretells success
پیشبینی کننده موفقیت
foretells trouble
پیشبینی کننده مشکلات
foretells fate
پیشبینی کننده سرنوشت
foretells events
پیشبینی کننده رویدادها
foretells future
پیشبینی کننده آینده
foretells victory
پیشبینی کننده پیروزی
foretells joy
پیشبینی کننده شادی
the dark clouds above foretells a storm.
ابرهای تیره بالای سر نشاندهنده طوفان قریب الوقوع است.
his actions often foretells his true intentions.
عملکرد او اغلب نشان دهنده نیات واقعیاش است.
the ancient prophecy foretells the arrival of a hero.
پیشگویی باستانی از ظهور یک قهرمان خبر میدهد.
changes in the economy foretells a recession.
تغییرات در اقتصاد نشان دهنده رکود است.
the signs in the sky foretells a significant event.
نشانههای آسمان از یک رویداد مهم خبر میدهد.
her dreams often foretells future events.
رویاهای او اغلب از وقایع آینده خبر میدهد.
the sudden chill in the air foretells winter.
سرمای ناگهانی هوا نشان دهنده شروع زمستان است.
his nervousness foretells a difficult conversation.
عصبی بودن او نشان دهنده یک مکالمه دشوار است.
the rising sun foretells a new beginning.
آفتاب طلوع کننده نشان دهنده شروعی دوباره است.
her intuition foretells trouble ahead.
شهود او از مشکلات آینده خبر میدهد.
foretells disaster
پیشبینی کننده فاجعه
foretells doom
پیشبینی کننده سرنوشت شوم
foretells change
پیشبینی کننده تغییر
foretells success
پیشبینی کننده موفقیت
foretells trouble
پیشبینی کننده مشکلات
foretells fate
پیشبینی کننده سرنوشت
foretells events
پیشبینی کننده رویدادها
foretells future
پیشبینی کننده آینده
foretells victory
پیشبینی کننده پیروزی
foretells joy
پیشبینی کننده شادی
the dark clouds above foretells a storm.
ابرهای تیره بالای سر نشاندهنده طوفان قریب الوقوع است.
his actions often foretells his true intentions.
عملکرد او اغلب نشان دهنده نیات واقعیاش است.
the ancient prophecy foretells the arrival of a hero.
پیشگویی باستانی از ظهور یک قهرمان خبر میدهد.
changes in the economy foretells a recession.
تغییرات در اقتصاد نشان دهنده رکود است.
the signs in the sky foretells a significant event.
نشانههای آسمان از یک رویداد مهم خبر میدهد.
her dreams often foretells future events.
رویاهای او اغلب از وقایع آینده خبر میدهد.
the sudden chill in the air foretells winter.
سرمای ناگهانی هوا نشان دهنده شروع زمستان است.
his nervousness foretells a difficult conversation.
عصبی بودن او نشان دهنده یک مکالمه دشوار است.
the rising sun foretells a new beginning.
آفتاب طلوع کننده نشان دهنده شروعی دوباره است.
her intuition foretells trouble ahead.
شهود او از مشکلات آینده خبر میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید