portends

[ایالات متحده]/pɔːˈtɛndz/
[بریتانیا]/pɔrˈtɛndz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به چیزی در آینده اشاره کردن یا هشدار دادن

عبارات و ترکیب‌ها

portends disaster

پیش‌بینی کننده فاجعه

portends change

پیش‌بینی کننده تغییر

portends trouble

پیش‌بینی کننده مشکلات

portends danger

پیش‌بینی کننده خطر

portends failure

پیش‌بینی کننده شکست

portends success

پیش‌بینی کننده موفقیت

portends conflict

پیش‌بینی کننده درگیری

portends growth

پیش‌بینی کننده رشد

portends decline

پیش‌بینی کننده افول

portends opportunity

پیش‌بینی کننده فرصت

جملات نمونه

the dark clouds portend a storm.

ابرهای تیره نشان‌دهنده طوفان هستند.

his silence portends trouble ahead.

سکوت او حاکی از مشکلات پیش رو است.

the sudden drop in temperature portends a cold front.

کاهش ناگهانی دما نشان‌دهنده جبهه سرد است.

her pale face portends that she is unwell.

پوست رنگ پریده او نشان می‌دهد که حالش خوب نیست.

the signs of unrest portend a difficult election.

نشانه های ناآرامی نشان دهنده انتخابات دشوار است.

the stock market's decline portends economic troubles.

کاهش بازار سهام نشان دهنده مشکلات اقتصادی است.

changes in animal behavior can portend natural disasters.

تغییرات در رفتار حیوانات می تواند نشان دهنده بلایای طبیعی باشد.

a sudden increase in sales often portends a market shift.

افزایش ناگهانی فروش اغلب نشان دهنده تغییر بازار است.

the eerie silence in the forest portends something ominous.

سکوت عجیب در جنگل نشان دهنده اتفاقی وخیم است.

his nervous demeanor portends that he is hiding something.

رفتار عصبی او نشان می دهد که او چیزی را پنهان می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید