great misfortunes
اشتباهات بزرگ
face misfortunes
با بدشانسی ها روبرو شوید
endure misfortunes
بدشانسی ها را تحمل کنید
overcome misfortunes
بر بدشانسی ها غلبه کنید
share misfortunes
بدشانسی ها را تقسیم کنید
accept misfortunes
بدشانسی ها را بپذیرید
learn from misfortunes
از بدشانسی ها درس بگیرید
report misfortunes
بدشانسی ها را گزارش کنید
experience misfortunes
بدشانسی ها را تجربه کنید
avoid misfortunes
از بدشانسی ها اجتناب کنید
he faced many misfortunes in his life.
او با بدبختیهای زیادی در زندگی خود روبرو شد.
despite his misfortunes, he remained optimistic.
با وجود بدبختیهایش، او خوش بین باقی ماند.
misfortunes can teach us valuable lessons.
بدبختیها میتوانند درسهای ارزشمندی به ما آموزش دهند.
she learned to cope with her misfortunes.
او یاد گرفت که چگونه با بدبختیهای خود کنار بیاید.
his misfortunes seemed to follow him everywhere.
به نظر میرسید که بدبختیهای او او را در همه جا دنبال میکنند.
we should support each other through misfortunes.
ما باید از یکدیگر در طول بدبختیها حمایت کنیم.
misfortunes often come in threes.
بدبختیها اغلب به صورت سهگانه رخ میدهند.
she wrote a book about her misfortunes.
او درباره بدبختیهایش کتابی نوشت.
he turned his misfortunes into motivation.
او بدبختیهایش را به انگیزه تبدیل کرد.
misfortunes can unite people in solidarity.
بدبختیها میتوانند مردم را در همبستگی متحد کنند.
great misfortunes
اشتباهات بزرگ
face misfortunes
با بدشانسی ها روبرو شوید
endure misfortunes
بدشانسی ها را تحمل کنید
overcome misfortunes
بر بدشانسی ها غلبه کنید
share misfortunes
بدشانسی ها را تقسیم کنید
accept misfortunes
بدشانسی ها را بپذیرید
learn from misfortunes
از بدشانسی ها درس بگیرید
report misfortunes
بدشانسی ها را گزارش کنید
experience misfortunes
بدشانسی ها را تجربه کنید
avoid misfortunes
از بدشانسی ها اجتناب کنید
he faced many misfortunes in his life.
او با بدبختیهای زیادی در زندگی خود روبرو شد.
despite his misfortunes, he remained optimistic.
با وجود بدبختیهایش، او خوش بین باقی ماند.
misfortunes can teach us valuable lessons.
بدبختیها میتوانند درسهای ارزشمندی به ما آموزش دهند.
she learned to cope with her misfortunes.
او یاد گرفت که چگونه با بدبختیهای خود کنار بیاید.
his misfortunes seemed to follow him everywhere.
به نظر میرسید که بدبختیهای او او را در همه جا دنبال میکنند.
we should support each other through misfortunes.
ما باید از یکدیگر در طول بدبختیها حمایت کنیم.
misfortunes often come in threes.
بدبختیها اغلب به صورت سهگانه رخ میدهند.
she wrote a book about her misfortunes.
او درباره بدبختیهایش کتابی نوشت.
he turned his misfortunes into motivation.
او بدبختیهایش را به انگیزه تبدیل کرد.
misfortunes can unite people in solidarity.
بدبختیها میتوانند مردم را در همبستگی متحد کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید