four-seater

[ایالات متحده]/[ˈfɔː.sɪ.tə]/
[بریتانیا]/[ˈfɔːr.sɪ.t̬ər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وسیله نقلیه‌ای، معمولاً یک اتومبیل، که چهار نفر را در خود جای می‌دهد.
adj. چهار نفره.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

a four-seater

چهار نفره

the four-seater car

ماشین چهار نفره

four-seater coupe

کوپه چهار نفره

buying a four-seater

خرید چهار نفره

our four-seater

چهار نفره ما

new four-seater

چهار نفره جدید

small four-seater

چهار نفره کوچک

luxury four-seater

چهار نفره لوکس

family four-seater

چهار نفره خانوادگی

used four-seater

چهار نفره مصرفی

جملات نمونه

we need a four-seater car for the family vacation.

ما برای تعطیلات خانوادگی ما به یک ماشین چهار نفره نیاز داریم.

the new suv is a spacious four-seater.

SUV جدید یک ماشین چهار نفره فضایی دارد.

a four-seater convertible is perfect for a sunny day.

یک ماشین چهار نفره قابل تبدیل برای یک روز آفتابی کامل است.

the rental agency offered a four-seater sedan.

شرکت اجاره ماشین یک ماشین چهار نفره سدان ارائه داد.

finding a four-seater within our budget was challenging.

یافتن یک ماشین چهار نفره در بودجه ما چالش برانگیز بود.

the four-seater minivan is ideal for large families.

ماشین چهار نفره مینی وان برای خانواده های بزرگ مناسب است.

we're looking for a reliable four-seater with good gas mileage.

ما به دنبال یک ماشین چهار نفره قابل اعتماد با مصرف سوخت خوب هستیم.

the four-seater sports car had impressive acceleration.

ماشین چهار نفره ورزشی شتاب بسیار خوبی داشت.

the dealership showcased a luxurious four-seater model.

فروشگاه ماشین، یک مدل ماشین چهار نفره لوکس را نمایش داد.

parking can be difficult in a four-seater.

پارک کردن در یک ماشین چهار نفره دشوار است.

the four-seater hatchback offered great fuel efficiency.

ماشین چهار نفره هاتچ باک مصرف سوخت بسیار خوبی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید