four-sided figure
چهارگوشه
four-sided shape
شکل چهارگوشه
four-sided object
چیز چهارگوشه
four-sided room
اتاق چهارگوشه
four-sided box
کارتن چهارگوشه
four-sided table
میز چهارگوشه
four-sided polygon
چهارضلعی
four-sided building
ساختمان چهارگوشه
four-sided frame
چارچوب چهارگوشه
four-sided prism
پریزم چهارگوشه
the room was a four-sided box with no windows.
این اتاق یک جعبه چهار وجهی بود که پنجرهای نداشت.
we needed a four-sided fence to keep the animals in.
ما نیاز به یک سرپرک چهار وجهی برای نگه داشتن حیوانات داشتیم.
the four-sided shape resembled a simple cube.
شکل چهار وجهی به یک مکعب ساده شبیه بود.
the four-sided table comfortably seated six people.
میز چهار وجهی به راحتی شش نفر را جای داد.
the four-sided building had a classic architectural design.
ساختمان چهار وجهی دارای یک طراحی معماری کلاسیک بود.
he measured the four-sided plot of land for the new house.
او زمین چهار وجهی برای خانه جدید را اندازه گیری کرد.
the four-sided frame held the painting securely.
چارچوب چهار وجهی نقاشی را به طور ایمن نگه داشت.
the four-sided structure provided excellent protection from the wind.
ساختار چهار وجهی حفاظت عالی از باد را فراهم کرد.
the four-sided pyramid was a marvel of ancient engineering.
pirامید چهار وجهی یک عجیب و غریب مهندسی باستانی بود.
we designed a four-sided display for the trade show.
ما یک نمایش چهار وجهی برای نمایشگاه تجاری طراحی کردیم.
the four-sided mirror reflected the entire room.
آینه چهار وجهی تمام اتاق را منعکس کرد.
four-sided figure
چهارگوشه
four-sided shape
شکل چهارگوشه
four-sided object
چیز چهارگوشه
four-sided room
اتاق چهارگوشه
four-sided box
کارتن چهارگوشه
four-sided table
میز چهارگوشه
four-sided polygon
چهارضلعی
four-sided building
ساختمان چهارگوشه
four-sided frame
چارچوب چهارگوشه
four-sided prism
پریزم چهارگوشه
the room was a four-sided box with no windows.
این اتاق یک جعبه چهار وجهی بود که پنجرهای نداشت.
we needed a four-sided fence to keep the animals in.
ما نیاز به یک سرپرک چهار وجهی برای نگه داشتن حیوانات داشتیم.
the four-sided shape resembled a simple cube.
شکل چهار وجهی به یک مکعب ساده شبیه بود.
the four-sided table comfortably seated six people.
میز چهار وجهی به راحتی شش نفر را جای داد.
the four-sided building had a classic architectural design.
ساختمان چهار وجهی دارای یک طراحی معماری کلاسیک بود.
he measured the four-sided plot of land for the new house.
او زمین چهار وجهی برای خانه جدید را اندازه گیری کرد.
the four-sided frame held the painting securely.
چارچوب چهار وجهی نقاشی را به طور ایمن نگه داشت.
the four-sided structure provided excellent protection from the wind.
ساختار چهار وجهی حفاظت عالی از باد را فراهم کرد.
the four-sided pyramid was a marvel of ancient engineering.
pirامید چهار وجهی یک عجیب و غریب مهندسی باستانی بود.
we designed a four-sided display for the trade show.
ما یک نمایش چهار وجهی برای نمایشگاه تجاری طراحی کردیم.
the four-sided mirror reflected the entire room.
آینه چهار وجهی تمام اتاق را منعکس کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید