fractionate

[ایالات متحده]/'frækʃ(ə)neɪt/
[بریتانیا]/ˈfrækʃəˌnet/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تقسیم به چندین قسمت؛ جداسازی یک مخلوط از طریق تقطیر یا تفکیک
Word Forms
قسمت سوم فعلfractionated
زمان گذشتهfractionated
شکل سوم شخص مفردfractionates
جمعfractionates
صفت یا فعل حال استمراریfractionating

جملات نمونه

Ultrafiltration is used widely to concentrate and fractionate milk prior to cheese production and to separate whey proteins from whey.

فیلتراسیون فوقانی به طور گسترده برای تغلیظ و جداسازی شیر قبل از تولید پنیر و برای جداسازی پروتئین‌های آب پنیر از آب پنیر استفاده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید